انقلاب مشروطيت ايران - براون، ادوارد؛ مترجم مهري قزويني - الصفحة ١٩٨
شدايد بسيار و گرسنگى و بىسرپناهى، سرآخر اين شانس را داشت كه به مكانى امن برسد.
آقا سيد جمال هم از تهران گريخت. امّا اعتقاد بر اين است كه در حاليكه لباسى مبدل به تن داشت، در همدان دستگير و به قتل رسيد. مستشار الدوله، نماينده شريف و بيباك تبريز و شاهزاده يحيى ميرزا مدتها با بسيارى از ديگر زندانيان- كه ٢٢ تن نامبردگان ذيل كه عكسى دستهجمعى از ايشان، مورخ ٢٣ جمادى الاول ١٣٢٦، ٤ ژوئيه ١٩٠٨، را در اختيار دارم، از آن شمارند- در باغشاه اسير و در غل و زنجير بودند. اسامى ايشان بدينقرار است: ناصر الممالك برادرزن سالار الدوله؛ حشمت نظام؛ مشهدى باقى تبريزى؛ ميرزا محمد على خان سردبير روزنامه ترقى؛ محمد شريف شريك زندانى شماره ١٠؛ ابراهيم طبّال؛ فرج اللّه توتونفروشى؛ شيخ ابراهيم؛ ميرزا حسين؛ سلطان العلما؛ سردبير روح القدس كه به سبب انتشار مقالهاى محكم عليه شاه توقيف شده بود[١]؛ شيخ على قاضى قزوينى؛ قاضى ديوان عالى و يكى از معدود بازماندگان گروه دوازده نفره منتخب مريدان سيد جمال الدين؛ ميرزا محمد على فرزند ملك المتكلمين؛ ميرزا على اكبر خان از ديوان عالى؛ ميرزا على اكبر، برادر شماره ١١؛ حاجى محمد تقى يكى از نمايندگان مجلس؛ على بيگ مستخدم؛ مستشار الدوله؛ حاجى خان خياط؛ شيخ ابراهيم طالقانى؛ آقابزرگ خان؛ يحيى ميرزا سردبير «حقوق»؛ ميرزا داوود خان شريك ميرزا جهانگير خان كه در باغشاه خفه شد؛ نايب باقر خان دربان مجلس ملّى[٢].
چندين روز متوالى منازل اشخاص منفور نزد شاه، از جمله عمويش ظل السلطان و عموزادهاش جلال الدوله- فرزند ظل السلطان- و ظهير الدوله- شوهر خاله شاه، پدر ظهير السلطان، و اينك حاكم رشت- توسط سربازان گلولهباران و غارت شد و كتب خطى و اشياء نفيس هنرى به دست كلنل لياخوف و مزدورانش افتاد. بهارستان و مسجد سپهسالار تبديل به ويرانه شده، تمامى اسناد گرانبهاى مجلس ملّى نابود گرديد. كلنل لياخوف به عنوان فرماندار نظامى تهران منصوب و شهر را تحت حكومتنظامى درآورد. وى محل سفارت بريتانيا را با قزاقان خود محاصره كرد تا از تحصن فراريان ديگر در آنجا ممانعت كند. امّا به پاس احترام به اعتراض بريتانيا، چند روز بعد اين حصر برداشته شد و علاء السلطنه وزير امور خارجه ايران كه اخيرا منصب وزارت مختار ايران در لندن يافته بود، بالاجبار
[١] - رجوع كنيد به ص همين كتاب.
[٢] - در عكسى كه به صورت كارتپستال درآمده، و با خطوط فارسى بر آن نوشتهاند، اسيران در دو رديف يازدهتايى صف كشيدهاند كه يك رديف ايستاده و رديف ديگر زانو زده و همگى در زنجير و تقريبا سربرهنه هستند. نمراتى كه در كارتپستال افزودهاند، از راست به چپ و نمرات ١١- ١ در رديف بالاتر و نمرات ٢٢- ١٢ در رديف پائين هستند.