انقلاب مشروطيت ايران - براون، ادوارد؛ مترجم مهري قزويني - الصفحة ١٨٩
حكومت روسيه نبود كه وى را «مغز متفكر نهضت انقلابى[١]» وامىنمودند. يكتا غايت اين سخنان آن بود كه ظل السلطان را بر سرير سلطنت بنشانند. امّا پس از آنكه وى از سوى مشروطهخواهان طرد و مبلغى هنگفت جريمه پرداخت، دكتر اى. جى. ديلون لحن خود را تغيير داد و ديگر از وى به مثابه «يك مدعى فاقد اصول سلطنت مطلقه»، «مستبد بالذّات» و «ستمگرى شرقى كه قساوت قلبش به ندرت با روشنى دركش تعديل مىشود» سخن نگفت، كه در عوض او را به عنوان «يكى از صاحب نفوذترين اعضاى خاندان سلطنتى كه هيچجنايتى بر عهده ندارد» توصيف كرد[٢].
بعد از كودتاى دسامبر ١٩٠٧، مجلس ملى مساعى عظيمى براى بهبود روابط شاه و حزب مردمى به عمل آورد و يك «مجلس مصلحه» تشكيل شد كه هدف اصلى آن همين مسئله بود. تلاشهاى ايشان مورد حمايت شعاع السلطنه، برادر شاه، عضد الملك، ايلخانى قاجار، قرار گرفت. توفيق ايشان تا بدين پايه بود كه شاه در سلام عيد غدير و قربان، هيأتهاى نمايندگان مجلس را به حضور پذيرفت. با اين وجود، به رغم بهبود ظاهرى اوضاع، افق سياسى كماكان تيره و تهديدكننده بود. سربازان ترك به پيشروى خود در مرزهاى شمالغربى ادامه داده وارد ساوجبلاغ شدند؛ ايرانيان، به رهبرى فرمانفرما، از هرگونه دفاع مؤثر عاجز بودند؛ در حاليكه شيوه برخورد روسها در باب چندين مسئله همچنان موجب نگرانى شديد بود. علاوه بر آن، به زودى زمينههاى اختلاف جديدى بين مجلس ملى و شاه پديدار گرديد. در ١٨ دسامبر، «ارباب فريدون» صرافى زرتشتى، در تهران به قتل رسيد و آنچنان كه مقبول مجلس بود ثابت شد كه قاتل توسط «مجلل السلطنه»، يكى از درباريان ارتجاعى شاه، تحريك شده كه به همين سبب تصميم گرفته شد مورد مجازات قرار گيرد. معهذا، شاه با اين امر مخالفت كرده و اين موضع را اتخاذ كرد كه درباريانش واجب الحرمتند و نبايد بعينه افراد عادى تابع قانون باشند. در نتيجه، در ماه مه، يعنى پنج ماه پس از وقوع قتل، بود كه او و همدستانش مجازات و به كلات تبعيد شدند. امّا چهار يا پنج ماه بعد- پس از انهدام مجلس- توسط شاه و با پيروزى به پايتخت مراجعت كردند.
در اواخر فوريه ١٩٠٨ واقعهاى بدتر روى داد. در حاليكه شاه سوار بر اتومبيل از خيابانهاى تهران مىگذشت، بمبى به سوى ماشين وى پرتاب شد كه اتومبيل را متلاشى ساخته و يكى از سرنشينان آن را به قتل رسانيد. شخص شاه، كه در ماشين ديگرى بود، آسيبى نديد. امّا طبيعى است كه بسيار هشيار
[١] - نشريه« كانتمپورارى ريويو» مورخ اوت ١٩٠٨، ص ٢٥١.
[٢] - همان مرجع، اكتبر ١٩٩٠، ص ٥١١.