انقلاب مشروطيت ايران - براون، ادوارد؛ مترجم مهري قزويني - الصفحة ١٧٧
لازمه اين معاهده آنستكه به محض ظهور يك نفر طاغى و ياغى در ملك، اين دو دولت مهربان محض دوستى قشون وارد كنند و ياغى را دفع نمايند و آنوقت است كه كار دنباله پيدا مىكند و تا قيامت ممتد مىشود.»
«توضيح اين مسئله را به يك مثال قناعت مىكنيم. فرض مىنماييم در سه چهار ماه قبل اين معاهده اختتام يافته و ظهور سالار الدوله بعد از صحه شدن عهدنامه بود فورا مخبر رويتر به همه عالم خبر مىداد كه سالار الدوله مدعى سلطنت شده است، روزنامه ديلى ميل هم از قول وقايعنگار خود يك حاشيه اضافه مىكرد كه بنا به خبر موثق عده زيادى از اعيان بلاد و رؤساء به طرف او مايل شدهاند.
استندارد مىگفت خبر صحيح رسيده كه چندين طوايف جنوبى و غربى ايران پيروى از مدعى سلطنت جديد دارند و علىالتحقيق جمعيتش به سى هزار نفر رسيده است. آنوقت سفير انگليس هم رسما از وزراء جويا مىشد كه مشاراليه چه مىگويد، لابد وزراء كافى ما جواب مىدادند سالار الدوله مدعى شخص پادشاه است. خيلى خوب چرا قشون به دفعش نمىفرستيد؟ چرا در تدارك هستيم. بعد از چند روز خبر دادند سالار الدوله حوالى نهاوند و ملاير را چاپيده شهر ملاير يا نهاوند را محاصره كرده است.»
«فورى روزنامه تايمز مقاله مفصلى مىنويسد كه دولتين معاهدتين برحسب ضمانتى كه در حفظ امنيت و سلطنت شخص سلطان ايران كردهاند بايد تدارك ديده لدىالاقتضاء قشون وارد كرده امنيت را استقرار داده مدعى سلطنت را قلع و قمع كنند، مسلم است كه چون آن حدود به ممالك روسيه نزديكتر است بايد از روسيه قشون وارد شود ليكن مخارج آن را دولتين بالتساوى بپردازند. پارلمان رأى داد، با پترزبورگ مخابره شد قشون وارد، سالار الدوله مأخوذ گرديد. مدتى قشون در آن حدود معطل استقرار امنيت خواهد شد- اين مخارج برآورد گرديد، تقريبا پنج ميليون ليره انگليسى مىشود اين مبلغ را بايد از ماليه ايران برداشت چنانكه در چين مطالبه مخارج ورود قشون نموده و غرامت را گرفتند، خوب ماليه ايران كه خود به اداء اين مبلغ وفا نمىكند پس بايد دو نفر مأمور از دولتين براى ازدياد ماليه و مراقبت از افراط و تفريط در آن مقرر گردند مأمور روس طرف شمال را و مأمور انگليس سمت جنوب را پاسبان باشند، بعد از مدتى راپرت اين دو نفر مأمور به دربار دولت خود اينست كه با وضع خرابى ايران ماليه زياد نمىشود، و اين مبلغ ممكن نيست به دست آيد. بايد به هر شكل است ايران را آباد ساخت، تا ماليه رو به ازدياد نهد، ايران محتاج به اصلاحات لازم است تا ترقى كند. طرق و شوارع را بايد هموار و تسطيح كرد، راهآهن بعضى جاها واجب است، بستن سدها و