انقلاب مشروطيت ايران - براون، ادوارد؛ مترجم مهري قزويني - الصفحة ١٧٥
مىخواست. اين بود كه هردو مايل به هم شده، اول در پرده زمزمه كرده و جرايد طرفين محسنات اين امر را نوشته؛ كمكم صورت خارجى پيدا نمود. تا آنكه در يك ماه قبل خبر دادند كه از شدت گرمى هوا كه اغلب دواير دولتى ييلاق رفتهاند. وزيرمختار انگليس مقيم پترزبورگ با وزير خارجه روس در شهر متوقف و با كمال حرارت سرگرم قضيه مواد عهدنامه هستند و جزء عمده اين معاهده راجع به عمل ايران است. ساير مطالب تصفيه شده و گذشته است. اما مسئله ايران جدا موضوع بحث است و در ضمن اظهار اميدوارى كرده بودند كه تا اول پاييز آينده تمام مواد معاهده فيصل يافته و از دو جانب به امضاء خواهد رسيد. بلى توجه آلمان به طرف ايران و گرفتن امتياز تشكيل يك بانك شرقى آلمانى بيشتر بر حرارت طرفين افزوده، دانستند كه اگر چندى ديگر هم به مماطله صرف وقت كنند يك رقيب پرقوتى پيدا كرده قهرا فرانسه هم سرى داخل نموده كار مشكل خواهد شد و از اختصاص به آن دو خارج خواهد گرديد.
مقاله دوم روز بعد شماره ١١٣ مورخ ١٠ سپتامبر، درج گرديد و متن آن چنين است:
«اين ايام شنيده مىشود كه معاهده مزبور، از تحت نظر و بحث خارج و تمام مواد و فصول آن تعيين شده است عقلا و دانشمندان مىدانند كه با اين وضع غفلت و بىخبرى ما، امضاء عهدنامه همان و خاتمه يافتن سلطنت و استقلال ايران همان. زيرا كه به مجرد صحه شدن معاهده، طرفين بىدرنگ به عمليات شروع خواهند نمود و دنباله خيال را خواهند گرفت. ما چندان از وزراى خود شكوه و گله نداريم زيرا اينها سالها است پيه اين كار را به تن خود ماليده و به درجه [اى] مرعوب شدهاند كه در مقابل اجانب جز اطاعت و فرمانبردارى كارى نمىكنند، يكى از وزراء خيلى غيور ما مكرر به خود نگارنده گفته است: «براى شاه وزراء و داخله مملكت هرچه مىخواهيد بنويسيد اما زنهار كه اسمى از خارجه نبريد و به سم اسب آنها بىادبى ننماييد كه ما در مخدور افتاده گرفتار تغييرات وزراء مختار مىشويم.» در مسئله ملك التجار كه حبل المتين از روى دلسوزى و مطالبه حقوق ملى دو سه سطر نوشت انواع مجازات را ديده، اول توقيف گرديد، بعد معذرت خواسته بالاخره پنجاه تومان جريمه كردند. و در مقابل قرار شد، حاجى ملك را به وزارت عدليه بفرستند و تاكنون به وعده خود وفا نكردهاند. روزنامههاى ملا نصر الدين و تازه حيات و ساير جرايد روسيه چيزى نيست كه نگويند و نسبت به سلطان، وزراء و وكلاى ما ننويسند و ابدا احدى جرئت اظهار ندارد. اما در مقابل يك كلمه بگو و قيامت را تماشا كن. حاصل آنكه ما از وزرا، توقعى نداريم، البته توقع ما از وكلا است كه با اين همه هياهو و اظهارات چرا در اينگونه موارد به تكاليف خود عمل نمىكنند.»