انقلاب مشروطيت ايران - براون، ادوارد؛ مترجم مهري قزويني - الصفحة ١٧٤
نموده است.
بارى از مطلب دور نيفتيم، هرچه از عمر دول بيدار مىگذرد، تجربه و درايت آنها بيشتر مىشود و بر خطاهاى سابقه خود برخورده و در آتيه جلوگيرى از وقوع امثال آن قسم خطاها مىنمايند. دول اروپا در قرن گذشته در ضديت با يكديگر مصر و مبرم بودند و متصل با خود به زدوخورد مشغول مىشدند، چنانكه حروب ناپلئونى با انگلستان و روسيان و ساير محاربات دول شاهد صدق قضيه است. به اين واسطه اغلب از قواى مادى و معنوى خود كاسته، در عوض نفع ضرر مىبردند. اول دولتى كه به ضرر اين مطلب برخورد؛ دولت انگليس بود، و بدينسبب محاربات را با دول قويه كنار نهاده و باب محاربه پلتيكى را باز كرد و كارها را اغلب به لقلقه زبان و بنان از پيش برد. تدريجا سايرين نيز فهميده محاربه شمشير و تفنگ را كنار نهاده مسئله قلم و زبان را پيش كشيدند، و رقابتها را منحصر به پلتيك بازى و گربه رقصانى قرار دادند. در اين اواخر- دولت فرانسه ملتفت يك نكته بزرگ شد؛ كه امر رقابت موجب خسارت است. چنانكه سالها بود انگليس در مصر و سودان و فرانسه در مراكش مشغول ازدياد نفوذ خود بودند. لكن امر رقابت كار را بر آنها تنگ نموده و جانب امور را خنثى و بىاثر مىنمود. نه انگليس از ترس فرانسه به مصر زور مىآورد و نه فرانسه از خوف انگليس در مراكش يد و بيضايى مىكرد. بنابراين مسيو دلكاسه محرك اين سلسله اتحاد شده و به طرفين حالى نموده كه اگر حال بر اين منوال باشد، تا صد سال ديگر نه انگليس را در مصر نفعى و نه فرانسه را در مراكش بهره [اى] عايد خواهد شد. بلكه هريك مجبورند مبالغى در عرض سال خرج رقابت كنند.
فرانسه بايد يك عده از رجال و علماء و جرايد مصر را به ضرب پول با خود همراه نمايد. و بالعكس انگليس در مراكش. و شايد در اين اثناء كه طرفين سرگرم رقابتند. يك واقعه پيش آيد و سر هردو بىكلاه بماند، و مصرىها مثل ژاپنيها شوند. پس بهتر آنست كه عاقلانه باهم نشسته برادرانه امور را تصفيه و عادلانه مابهالتزاع را تقسيم كنند. و هركدام بروند پس تسخير قسمت خود از هم مطمئن باشند و دردسر به هم ندهند. بنابراين مصر و سودان متعلق به انگلستان و مراكش به فرانسويان گشت. و از حسناتفاق يك واقعه هم پيش آمد كه طرفين سخت به اتحاد خود چسبيده، فهميدند كه معاهده و يكرنگى براى آنها چه فايده داشته. و آن واقعه طرفدارى آلمان از مراكش شد مسلم است كه اگر اين اتحاد واقع نمىشد. لابد فرانسه هم آرام نمىنشست و در مصر همان كار را كرده هردو بىنصيب مىشدند. فرانسويها در ضمن به روسها كه ضعيف و همعهدشان بود، حالى كردند كه اينقدر پيچيدگى كرده، خود را بىفايده ندارد صلاح كار شما در دوستى با انگليس است. انگليس هم اينكار را از خدا