انقلاب مشروطيت ايران - براون، ادوارد؛ مترجم مهري قزويني - الصفحة ١٧٣
سرگرمى و اشتغال فوقالعاده است كه طرف به خود بپردازد و از مقاصد بلند بازماند. چنانكه دولت عثمانى را در اين سالهاى اخير، چنان به خود مشغول نمود كه ارباب حل و عقد آن دولت در چهار در حيرت ماندند. از يك طرف اشتغال به منازعه با يونان و لشگركشى و جدال و از طرفى تحريك ارامنه و اختلال داخلى، از سمتى واقعه جزيره كريت. ديگر منازعه يمنىها و اعراب ديگر مسئله مقد و نيا و بالكان، و در ضمن اينهمه گرفتار عثمانى، چنگال خود را در مملكت مصر محكم فروكرد، و حقوق سلطان عثمانى را پايمال ساخت و هم بر هفده ميليون جمعيت سودان و شهرهاى وسيعه آن مملكت استيلا يافت. عبد اللّه نقاش خليفه متهدى را كشت و لشگرش را به كلى مغلوب و ملكش را متصرف شد، و علم انگليس را در آن سرزمين برافراشت.»
پرواضح است كه اگر سلطان عثمانى را گرفتارى داخلى در جلو نبود، تا اين حد سكوت اختيار نمىكرد، و از حقوق ثابته مسلمه خود صرفنظر نمىنمود.
اين پلتيك را نيز به كار دولت روس زد، چه از يك طرف جنگ اقصاىشرق را برپا نمود و دولت روس را فوقالحد گرفتار و پريشان ساخت و از طرف ديگر به هرشكلى كه بود خيالات اهالى روسيه را به سمت آزادى معطوف داشت كه بعد از فراغت از جنگ با ژاپون، دولت روس يكسره دچار انقلابات داخلى گرديد و تا رفت خبردار شود، انگليس نفوذ و قدرت خود را در مملكت تبت استوار ساخت.
ايرانيان را نيز سرگرم مسئله مشروطيت و تشكيل مجلس مقدس شوراى ملى و آزادى و غيره نموده، ميدان جولان خود را از اغيار خالى ساخت. و تا آنجا كه مىخواست مركب را تاخت، اما در اين حيص و بيص يك واقعه ناگوارى كه هيچ مترصد شنيدن او نبود از پس پردهغيب خودنمايى كرد.
يعنى انقلاب هندوستان و خيالاتى كه از استماع وقايع روسيه و ايران در كله هنديها توليد شد و اندك از خواب غفلت چندساله برخاسته مطالبه حقوق ازدسترفته خود را نمودند.
واضح است كه اين خيال براى انگليس عاقبت خوشى نخواهد داشت. چنانكه اهالى ترانسوال، بعد از بيدارى آن دولت را مبتلا به چه زحمات، و دچار چقدر خسارات مالى و جانى نمود. چندين سال خواب خودش را بر رجال انگلستان حرام نمودند و بالاخره به تشكيل مجلس مبعوثان موفق و نائل گرديدند. حالا ولو اسما رعيت و تبعه انگليس باشند لكن پيداست كه اين تبعيت براى انگليس منتج به نتيجه و فايده نيست. نه ثروت خود را به انگليس خواهند داد نه در موقع دستتنگى كمكى خواهند نمود. فقط يك اسم بىمسمى روى خود گذارد. انگليس نيز به ناچارى از آنها به همينقدر قناعت