انقلاب مشروطيت ايران - براون، ادوارد؛ مترجم مهري قزويني - الصفحة ١٦٨
«بگذار سفرا و وزراى مختار كشورهاى دوست كه در اين پايتخت حاضرند، شاهد باشند و شهادت دهند كه امور و اوضاع اين ملت شريف تا چه پايه دشوار شده و چگونه كارد به استخوانشان رسيده است! به درستى كه خداوند منتقم و متعال است.»
از سنه دوم چنين برمىآيد كه ليستى است كه توسط شاپشال خان يهودى روسى معروف و استاد پيشين محمد على شاه براى يكى از دوستان روسى خود ارسال و در آن از جواهرات و ساير اشياء باارزشى صحبت مىشود كه با وثيقه گذاشتن آنها شاه توانست از بانك روسى وام دريافت كند تا به مزدورانش جهت برپايى قيام مذكور بپردازد:
«صورت اشياء به رهن گذارده شده در بانك استقراضى روسيه در تهران، با وساطت شاپشال خان از طرف اعليحضرت لوطىباشى دربار جهت دريافت مبلغ ٦٠ هزار تومان وام براى هزينه تفريح و عيشونوش و ديگر هزينههاى مربوطه و جهت اجير ساختن اوباش و تقسيم بين بسيارى از رجال خدانشناس، به منظور انهدام پايههاى مجلس شوراى مقدس، به شرح ذيل مىباشد:
- ٥ هزار تومان به امضاء و فرمان اعليحضرت؛
- بابت زيورآلات علياحضرت ملكه جهان شهبانوى ايران ٢٠ هزار تومان؛
- بابت سررشته تسبيح مرواريد از طريق خزانهدار سلطنتى، «عدل السلطنه»، ٢٣ هزار تومان؛
- بابت سه يا چهار قطعه جواهر ديگر ١٥ هزار تومان؛
- مجموع ٦٠ هزار تومان، معادل ١٢ هزار پاوند.
«همچنين بايد بدانيم كه پس از مشورتهاى تلگرافى، كه بين ١٠ تا ٢٠ روز طول كشيد، و پس از وارد شدن خدشه بسيار بر شرافت نفس و نقض شرف و حيثيت ايران درنظر بانك، مديريت بانك، وزيرمختار روسيه و يكهزار تن از دولتمردانى كه در برابر حكومت ٥ هزار ساله ايران شايسته بحث نيز نمىباشند، روسها مجبور شدند با پذيرش نيم تنه ملكه موافقت نموده و به اعليحضرت محمد على شاه مبلغ مورد بحث را وام دهند.»
«شاپشال خان در روند مكالمه خود اين مسئله را نيز ذكر مىكند كه در روز دوم، هنگامى كه پيشرفت وقايع در ميدان توپخانه رو به ركود داشت و تمام پول در بانك آماده بود و قرار شده بود كه سه عدد مرواريد را كه نزد عدل السلطنه بود به بانك برده و مبلغ ٢٠ هزار تومان را دريافت نمائيم، در آنروز عدل السلطنه مرا در انتظار نگاهداشت و همين مانده بود كه مرا در مقابل كاركنان بانك بدنام كند.»