انقلاب مشروطيت ايران - براون، ادوارد؛ مترجم مهري قزويني - الصفحة ١٤٩
فرياد جمعيت را كه از پائين شروع شده و سپس به تريبونها تسرى يافته و سراسر ميدان را درمىنورديد، در قلب خود بازتابانيده باشند. اين فرياد عبارت بود از: «زنده باد مجلس شوراى ملّى ايران!»
«من از ديدن تقىزاده مشهور، كه كاملا در نزديكى من در تريبون نشسته بود، به سختى تكان خوردم. او شهرتى كسب كرده كه درخور استقلال بيباكانه و درك عالى اوست از امور سياسى. چيزى چنان احساسبرانگيز و جذاب در سيمايش هست كه قابلتوصيف نيست. مردى را تصور كنيد كه شايد بيست و پنج سال هم نداشته باشد، لاغراندام، تقريبا ميانبالا، با چهرهاى جذاب و پسرانه و چشمانى كه از برق شادى مىدرخشد. امّا برخى مواقع، خاصه آنگاه كه جلو خم شده بود تا مردم را بنگرد، اين چشمها چنان تيره مىشد كه به رؤيازدگانى بىعمل مىماند. لباسى در بر داشت كه يك ايرانى بايد بپوشد و آن عبايى سبك و خاكسترى بود با عمامهاى سفيد و آبى، كه نمودار سيادت اوست.
جامههايش بىنهايت تميز بودند. امّا چيزى از فرنگىمآبى در او ديده نمىشد. صورتى بشاش داشت كه در انسان اطمينان مىآفريد. اگر خطا نكنم، از آن جمله افراد است كه نبوغش مىتواند احساس و فداكاريهاى عظيمى را برانگيزد و نفوذش اثرى پايدار بر تاريخ ملت ما باقى گذارد. اين جوان بيست و پنج ساله، طى آن سنوات طولانى و تلخ استبداد تحقيرآميز چه مىكرده است؟ مسلما صرف وجود چنين اشخاصى در مجلس ملّى بهطور مؤثرى نافى آن نظريه است كه ايران تصادفا به دامان آزادى لغزيده است. آيا تقىزاده تنها پس از آنكه دوازده هزار تن هموطنانش در سفارت «بست» نشستند، علم سياست را فراگرفت؟ من آرزو دارم شما يكسال ديگر در بين ايرانيان به سر بريد و پيش از آنكه بيش از اندازه دير شده باشد، منافع اين نهضت را، كه شايد عظيمترين نهضت عصر جديد است، معلوم داريد.»
چنان مىنمايد كه تمامى ناظران باكفايت بر آن هستند كه نمايندگان آذربايجان، و خاصه تبريز، بهترينهاى مجلس بودند. ورود ايشان به تهران، در ٧ فوريه ١٩٠٧، با شور و حرارت مورد استقبال قرار گرفت و مردم تهران براى ملاقات آنان ازدحام كرده، آنان را در آغوش گرفته و تبريك مىگفتند و در پذيرايى از ايشان بسيار دست و دلباز بودند. بهعلاوه، از زمان ورود آنان، فزونى قدرت و سرسختى مجلس آغاز گشته و عزم نمود قدرت خود را نشان داده و صدايش را به گوش همه برساند و نگذارد كه مورد بىاعتنايى يا سركوب قرار گيرد. اين نمايندگان تبريز، كه وطنپرستانى صادقند، نماينده جناح افراطى يا بنيادگرا بودند و بهنظر مىرسد كه تحت تأثير ايدههاى اصلاحطلبان روسيه