انقلاب مشروطيت ايران - براون، ادوارد؛ مترجم مهري قزويني - الصفحة ١٤٥
اكثريت علما حمايت مىشد و جناح تندرو مورد حمايت انجمنهاى انقلابى قرار داشت. امين السلطان مىكوشيد جناح ميانهرو را با نظر خود، مبنى بر آنكه در شرايط موجود اخذ يك وام خارجى تنها وسيله تهيه پولى است كه به هرروى شديدا لازم است، همراه كند. حتى او هم احساسات تند مجلس ملّى عليه هرگونه وام خارجى تازه را درك مىكرد و مىدانست كه بىكسب حمايت اكثريت مجلس جرأت نخواهد كرد به چنين اقدامى دست يازد. سعد الدوله، مخالف اصلى وى در مجلس، كه جناح ملّى كمكم به صداقتش مظنون شده بودند، پس از پايان ماه مه از حضور در مجلس خوددارى كرده و مدت سه ماه چنان مىنمود كه گويا امين السلطان در انجام سياست خود موفق خواهد بود.
در اين ضمن، ناآراميها كماكان در تمامى نقاط كشور ادامه داشت. در ماه مارس، مردم اصفهان عليه عموى شاه، ظل السلطان، كه بعد اخراج گرديد، قيام كردند. در پايان همين ماه، در شيراز- واقع در جنوب- و تبريز- در شمالغربى- قيامهايى روى داد. در تبريز محموله عظيمى سلاح كه براى شاه ارسال مىشد، توسط مردم ضبط و مصادره گرديد. در آوريل، اختلافاتى بين رؤساى بختيارى بروز كرد. در ماه مه، بىنظميهايى در سلطان آباد رخ داد. در ماه ژوئن، ناآراميهاى كموبيش جدى در كرمانشاه، تبريز و ماكو به وقوع پيوست. در حاليكه در فارس همچنان وضعيتى آشوب زده برقرار بوده و سالار الدوله برادر شاه هم داعيه سلطنت كرده و آشكارا طغيان نمود و سرانجام، پس از سه روز نبرد تمامعيار در نهاوند، مغلوب و اسير شد. وى نخست به كنسولگرى بريتانيا در كرمانشاه پناهنده شد. امّا، سرآخر، پس از كسب اطمينان كافى از تأمين خود، در ٢٢ ژوئن تسليم ظهير الدوله، نماينده شاه، گرديد.
حادثه ديگرى كه از نظر تأثير اخلاقى هرچه بيشتر سبب افزايش سوءظن مردم به حسننيت شاه گشت، تلاشى بود كه در ماه مه توسط فرزند رحيم خان معروف جهت حذف خشن برخى اصلاحطلبان برجسته حزب ملّى آذربايجان انجام گرفت. در باب اين رويداد و قيام سالار الدوله، همان دوست مذكور، روايت ذيل را در نامهاى به تاريخ ١٩ ژوئن ١٩٠٧ به دست مىدهد:
«يحتمل شما روايات پراكندهاى را در مورد آشوبهاى موجود ايران شنيدهايد. به رغم تمامى تكذيبهاى رسمى، مردم و مجلس قويا برآنند كه شاه فرزند رحيم خان را به حركت به سوى تبريز واداشته است. رحيم خان يكى از سران راهزنانى است كه شاه در زمان وليعهدى خود وى را به جرائم مختلف زندانى كرده بود. بنا به گفته مردم، شاه با رحيم خان توافق كرد تا فرزندش، كه رهبر گروهى راهزن در آذربايجان است، به سوى تبريز حركت كرده، انجمن محلى را درهم شكسته و با آتش و