انقلاب مشروطيت ايران - براون، ادوارد؛ مترجم مهري قزويني - الصفحة ١٤٤
آيا بر سر عقل آمده؟ آيا به اين امر اجتنابناپذير تن داده و قلبا براى كشورى مشروطه خدمت خواهد كرد؟ مسئله اين است. بههرحال، آخرين تير تركش سلطنت هموست. اگر مغلوب شود، بايد فاتحه سلسله قاجاريه را هم خواند.»
در ١٧ مارس، مشير الدوله، ظاهرا به دليل بيمارى- چنانكه در مطبوعات ايران، يعنى شماره ١٨، ص ٧ «نداى وطن» آمده بود-، امّا به احتمال بيشتر به سبب آنكه نمىتوانست از سياست غيروطنپرستانه شاه خودپرست جهت هدم مجلس ملّى، حتى به بهاى دخالت بيگانه، مانع آيد و نيز از آنروى كه نمىخواست وسيله پيشبرد اين سياست باشد، از رياست وزرا كناره گرفت. در حال حاضر مقام رياست وزرا خالى است، امّا وزير افخم به وزارت داخله و فرمانفرما به وزارت عدليه برقرار گشتهاند.
بااينوجود، شاه قصد ندارد مقام مهمى را كه اخيرا مشير الدوله رها ساخته خالى بگذارد و از اينروى با امين السلطان تماس گرفته است. اين دولتمرد مجرب، حيلهگر، مظنون به دخالت در مرگ حكيم الملك و مورد تكفير علما به سبب مشاركت در اخذ وامهاى سنوات ١٨٩٩ و ١٩٠٢ به دستيارى آقاى نوز، در اواخر ١٩٠٣ بالاجبار از كشور گريخته و سه سال و نيم در اطراف و اكناف اروپا و آسيا به سير و سفر پرداخت. حال، شاه به وى روى آورده و جهت تصدى مقام رياست وزرا دعوتش كرده است. امين السلطان پس از ترديدى چند، به پذيرش اين منصب رضا داده است. در رجعت به ايران، در سر راهش به ساحل خزر، در روسيه با احترام تمام با وى رفتار شد و با قايق توپدار روسى به انزلى برده شد و با نمايش آزاديخواهانهاى از پرچم و سلام نظامى مورد استقبال قرار گرفت.
انجمنهاى سياسى كه از زمان اعطاى مشروطيت در سطحى گسترده در ايران توسعه يافته بودند، و در واقع تمامى ايرانيان وطنپرست بازگشت او را با شديدترين توهمات نظاره مىكردند و مردم رشت به شدت تمام از پياده شدن وى در خاك ايران ممانعت كردند تا رسما سوگند وفادارى به مشروطيت خورد. سرانجام، امين السلطان در ٢١ آوريل وارد تهران شد و طى يك هفته به رياست وزرا و وزارت داخله منصوب گرديد.
تصور مىرفت وضعيتى كه امين السلطان با آن روبرو گرديد، حتى اين وزير ملاحظهكار باتدبير را هم هراسانيده باشد. وضع مالى كشور در نهايت بىنظمى؛ خزانه تهى؛ شاه و درباريان هم به انهدام مجلس و اعاده رژيم قديم مصمم بودند؛ مجلس هم به دو جناح ميانهرو به رهبرى صنيع الدوله، دوست امين السلطان، و تندرو به رهبرى دشمن ديرين وى سعد الدوله تقسيم شده بود. جناح ميانهرو توسط