انقلاب مشروطيت ايران - براون، ادوارد؛ مترجم مهري قزويني - الصفحة ١١٢
خواهد كرد.
در اوت و سپتامبر ١٩٠٣، تظاهرات اعتراضآميز تازهاى انجام شد و تصادفا يك رشته اقدامات ايذايى جديد در مورد بابيها در يزد و اصفهان نيز انجام پذيرفت. مجتهد حاجى ميرزا حسن تبريزى اعلام داشت نامههايى از آيات عظام شيعه در عتبات- كربلا و نجف- دريافت داشته كه در آنها مقرر داشتهاند نهضتى عليه عوارض گمركى و مقررات تجارى جديد برپا گردد. وى به استناد اين مكتوبات از حاكم تبريز خواست مقامات بلژيكى گمركات را خلع و عوارض جديد را لغو كند و مدارس جديدالتأسيس به شيوه اروپايى را تعطيل كند و دكاكين ارامنه و اروپائيان را هم ببندد. متعاقبا، معلوم شد كه اين نامهها اصالت ندارند و، بنابراين، در حاليكه آقاى پريم(Priem) ، رئيس بلژيكى گمركات كه از شهر گريخته بود به شهر بازگردانيده شد و عوارض جديد كماكان به قوت خود باقى ماند، حاجى ميرزا حسن و پيروانش نفى بلد شدند[١]. آزار و اذيت بابيه به تحريك آقا نجفى صورت مىگرفت و طى روزهاى ٢٧ و ٢٨ ژوئيه، هنگامى كه تمامى بابيها كه به دست مردم مىافتادند به قتل مىرسيدند، اين جريان در اوج خود قرار داشت[٢]. اندك زمانى پس از اين رويداد، «قيام نان» در شيراز بروز كرده و علاء الدوله به اين شهر اعزام گرديد تا جايگزين حاكم وقت گردد كه قيام مزبور عليه وى به هم رسيده بود. در همين شماره تايمز- ٣ اوت- آمده بود كه مسئله به رسميت شناختن سلطان تركيه به عنوان خليفه يا امير المؤمنين توسط برخى از روحانيون صاحبنفوذ مطرح گرديده كه احتمالا اين گروه متأثر از انديشه «اتحاد اسلام» سيد جمال الدين بودهاند كه اميد داشت سازشى بين فرق سنى و شيعه برقرار سازد. نامهاى از برلين، مورخ ٢٠ اوت ١٩٠٣، كه در شماره ٢١ اوت تايمز منتشر گرديد، چشمانداز اوضاع در ايران را تيره و تار توصيف كرده و حاكى از آن بود كه ناآراميها ادامه داشته و حكومت به سبب عدم وجود سرباز و پول در وضع نوميدكنندهاى قرار دارد. اين نامه با اعلام اين نكته كه «اوضاع در ايران تهديدكننده بوده و ممكن است براى اين كشور نتايجى جدى به بار آورد و اين وضع عمدتا ناشى از شرايط اقتصادى غيرقابلتحمل است»، خاتمه مىيافت. همچنين شايعاتى[٣] در باب توطئهاى از جانب جناح طرفدار انگليس و مخالف روس- ظاهرا به رهبرى حكيم الملك و ساير افراد تبريزى-
[١] - تايمز، مورخ ١٣ ژوئيه ١٩٠٣.
[٢] - همان مرجع، مورخ ٣٠ ژوئيه ١٩٠٣. در شماره مورخ ٣ اوت اين نشريه آمده بود كه ٣٢٠٠ تن از بابيه براى حفظ جانشان از اصفهان اخراج شدهاند، در حاليكه ١٢٠ تن در يزد به قتل رسيده و دو تن به دهان توپ گذاشته شدهاند.
[٣] - رجوع شود به تايمز، مورخ ٢٧ اوت ١٩٠٣.