انقلاب مشروطيت ايران - براون، ادوارد؛ مترجم مهري قزويني - الصفحة ١٠٠
ناصر الدين شاه مورد ظن قرار گرفت، درآمدند. در زمانى كه پيرو اين استاد روحانى بودند، نامههايى به چند تن از مجتهدين ايرانى نوشته و ايشان را به تخدير از اختلافات فرقهاى جهت كسب آرمانى مشترك با اهل تسنن و پيوستن به تركيه در مقاومت عليه «ستم بيگانگان» ترغيب نمودند. اين نامهها به دست مقامات ايران حكومت ايران افتاد و آنها از سلطان ترك تسليم نويسندگان را طلبيدند[١]. متهمين در حال اعزام به ايران بودند كه سلطان دستور داد در طرابوزان[٢] بازداشت شوند. در آن موقع «حنيف پاشا»- يا شايد «منيف پاشا»-، سفير تركيه عازم دربار تهران بود تا تبريكات سلطان را به مناسبت گراميداشت پنجاهمين سال سلطنت به ناصر الدين شاه تقديم دارد و قرار شد از اين فرصت سود جسته استخلاص متهمين را درخواه شود. اين درخواست عرضه نگرديد، زيرا ناصر الدين شاه بداقبال چند روز قبل از اين جشن در حرم شاه عبد العظيم به قتل رسيد.
«اين قتل سرنوشت محتوم شيخ احمد و رفيق بدشانس وى را رقم زد و دستور داده شد ايشان از طرابوزان به تهران فرستاده شوند. آنان هرگز به مقصد نرسيدند.»
«تلگرافى از تهران به تبريز ارسال شد و اين دو مظنون پنهانى در آشپزخانه، در حضور حاكم شهر شكنجه و قصابى شدند و نقل است كه حاكم به هنگام نظارت بر شكنجه ايشان به گريه افتاده است. اين شكنجه و سلاخى در چهارم صفر ١٣١٤ هجرى قمرى- ١٥ ژوئيه ١٨٩٦- اتفاق افتاد[٣]. اجساد اين افراد بعدا به درون چاه انداخته شد.
«مادران شيخ احمد و رفيقش، كه دو پيرزن بيسواد هستند، هنوز- نوامبر ١٩٠٢- در كرمان به سر مىبرند و از سرنوشت فرزندان خود مطلع نشده و اين واقعيت را نمىدانند كه فرزندانشان ديگر در قسطنطنيه و زنده و سرحال و «بيش از آن دلمشغول كه بتوانند نامه بنويسند»، نيستند[٤].»
«سرنوشت شاه هشدارى بود براى سلطان و سيد جمال الدين، رهبر بابى فوق الذكر، ناگهان «از نوشيدن فنجانى قهوه» فوت نمود[٥].»
[١] - به استنطاق ميرزا رضا رجوع كنيد.
[٢] - اين شرح پيرامون نخستين دستگيرى اين افراد، يكى از اظهارات ميرزا رضا را كه براى من مبهم بود، روشن مىسازد.
[٣] - يعنى قريب يك ماه پيش از اعدام ميرزا رضا قاتل شاه.
[٤] - از آنجا كه غالب سكنه كرمان بايد از اين حقيقت آگاه باشند، اين خويشتندارى مهربانانه گوياى قدرت رازدارى ايرانيان است.
[٥] - سيد جمال الدين در اواخر ١٨٩٦ به سرطان لب مبتلا و در ٩ مارس ١٨٩٧، يعنى ده ماه پس از قتل ناصر الدين شاه، فوت كرد. عكسى از وى، كه در ايام بيمارى گرفته شده، در كتاب« مشاهير الشرق» اثر« جرجى زيدان»- قاهره، ١٩٠٣- به چاپ رسيده است.