پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٥٢ - بالا گرفتن كار بنى عباس و موضعگيرى امام صادق عليه السلام
هارون بن خارجه روايت مىكند: مردى از اصحاب ما همسر خود را سه طلاقه كرد. از اصحاب سؤال كرد. گفتند اشكالى ندارد (سه طلاق واقع نشده و مىتواند رجوع كند). امّا همسر او گفت من تا از امام صادق عليه السّلام سؤال نكنى راضى نمىشوم. در آن زمان امام صادق عليه السّلام در حيره بوده و روزگار خلافت ابو العبّاس سفّاح بود. راوى گويد من به حيره رفتم. امّا چون خليفه مردم را از داخل شدن بر امام صادق عليه السّلام منع كرده بود نتوانستم با آن حضرت صحبت كنم.
منتظر بودم كه چگونه راهى براى ديدار آن حضرت پيدا كنم. ناگاه ديدم كه مردى از سواد كه منطقهاى در عراق مىباشد يا روستايى در اطراف كوفه، با جبّهاى پشمين مشغول فروختن خيار است. به او گفتم همه اين خيارها چند؟
گفت: يك درهم. من درهمى به او دادم و خيارها را از او گرفتم و گفتم جبّه پشمينهات را به من بده. آن جبّه را پوشيدم و صدا زدم كه چه كسى از من خيار مىخرد؟ و به امام صادق عليه السّلام نزديك شدم. ناگاه ديدم غلامى از گوشهاى صدا زد كه آهاى خيارفروش! وقتى كه به او نزديك شدم گفت چه راه خوبى براى برآوردن حاجت خود پيدا كردى؟
گفتم من مبتلا شدهام. قضيهام اين است كه همسرم را در يك مجلس سهطلاقه كردم. از ياران هم مذهب سؤال كردم. گفتند: اشكالى ندارد و سهطلاقه واقع نشده. امّا زن راضى نشده و مىگويد بايد از امام صادق عليه السّلام سؤال كنى. گفت: «به سمت خانواده خود بازگرد كه بر تو چيزى نيست»[١].
امام زيركى عبّاسيان و قدرت سياسىشان را ديده بود كه توانسته بودند به مدد آن بر دشمنان اموى خود پيروزى قاطعى به دست آورند و مىدانست كه
[١] . الخرائج و الجرائح ٢/ ٦٤٢، بحار الانوار ٤٧/ ١٧١.