پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٣٦ - ١ محور عقيدتى سياسى
در آن زمان كه هنگام كشته شدن وليد و اختلاف در ميان اهل شام بود نظر جماعت معتزله در باب خلافت اين بود كه (محمد [بن عبد اللّه] بن حسن) را به خلافت برگزينند.
در همين وقت هيأت بلندپايهاى از آنان كه در ميانشان اشخاصى چون عمرو بن عبيد، واصل بن عطا و حفص بن سالم بودند به ديدار امام صادق عليه السّلام آمدند.
پس از اينكه اين گروه نظر خود را منوط به نظر رهبر فكرى خود عمرو بن عبيد كردند، گفتوگويى طولانى ميان امام صادق عليه السّلام و عمرو درگرفت؛ امام عليه السّلام به او فرمود: «اى عمرو اگر مردم امر خلافت را بدون خونريزى و مشكلى به عهده تو واگذار كنند و بگويند كسى را به خلافت برگزين، تو چه كسى را به خلافت انتخاب خواهى كرد؟».
عمرو فورا پاسخ داد آن را در ميان مسلمانان به شورى مىگذارم.
امام عليه السّلام فرمودند: «در ميان همه امت؟» گفت: بله. امام عليه السّلام فرمود: «در ميان فقيهان و نيكان آنها؟» گفت: آرى. فرمود: «در ميان قريش و غير قريش؟» گفت: در ميان عرب و عجم.
فرمودند: «اى عمرو مرا آگاه كن، آيا تو ابو بكر و عمر را قبول دارى يا از آن دو بيزارى مىجويى؟» گفت: آنها را به خلافت قبول دارم.
امام عليه السّلام فرمودند: «اى عمرو اگر تو كسى بودى كه از آن دو بيزارى مىجستى، مىتوانستى برخلاف عملكرد آنها گام بردارى، اما اگر تو دوستدار آنانى، بدانكه نظر تو مخالف آنها است. عمر شخصا ابو بكر را به خلافت برگزيد و در اين كار با احدى مشورت نكرد. ابو بكر نيز در هنگام مرگ خلافت را به عمر بازگرداند و او هم با كسى مشورت نكرد.
عمر هم در پايان خلافت خود، آن را در ميان شش نفر به شورى گذاشت و از انصار كسى را در