پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٦٤ - شاخه اول منصور در اين شاخه روشى نرم و ملايم در پيش گرفت
عذرخواهى مىنمود.
سپس منصور به حسب توافقى كه با محافظان خود داشت با صداى بلند شروع به كف زدن كرد و اين كف زدن فرمان حمله بود. نگهبانان با شمشيرهاى كشيده داخل شدند. ابو مسلم به منصور گفت: مرا براى دفع دشمنان خود نگهدار. منصور فرياد كشيد چه دشمنى دشمنتر از تو براى من؟!
منصور همين شيوه را درباره عموى خود عبد اللّه بن على به انجام رسانيد.
او را فريفت و به او امان داد و هنگامى كه او به نزد منصور آمد او را كشت[١].
امّا برنامهريزى شوم منصور برضدّ امام صادق عليه السّلام و نهضت اسلامى او سه شاخه كلّى داشت.
شاخه اوّل منصور در اين شاخه روشى نرم و ملايم در پيش گرفت
و سعى كرد تلاشهاى امام را با خود يكسو كرده و امام را در ضمن سياست خلافت بنى عبّاس داخل كند. او به امام نامه نوشت و در آن آورد كه: چرا به نزد ما نمىآيى همچنانكه ساير مردم به نزد ما مىآيند؟
امام صادق عليه السّلام در پاسخ او نوشت:
ما چيزى نداريم كه به خاطر آن از تو بترسيم و تو از امور مربوط به آخرت چيزى ندارى كه ما به اميد آن به نزد تو بياييم، نه چنان نعمتى دارى كه براى تبريك آن به نزد تو بياييم و نه آنچه دارى بر خود عذاب و نقمت مىشمارى تا بياييم و تو را بر آن تعزيت و تسليت گوييم.
پس چه كارى با تو داريم!؟
[١] . تاريخ يعقوبى ٢/ ٣٦٩، تاريخ الامم و الملوك ٦/ ٢٦٦.