پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٧٢ - شاخه سوم سياست ديگر منصور در برابر امام صادق عليه السلام سياست به حضور طلبيدن و برخورد آميخته با تهمت و افترا
است دروغ گفته است. منصور گفت: آيا بر آنچه گفتى قسم مىخورى؟
امام صادق عليه السّلام مىفرمايد: به منصور گفتم: مردم جادوگرانى هستند كه دوست دارند قلب تو را نسبت به من چركين كنند. به حرف آنها گوش نده كه ما به تو محتاجتريم تا تو به ما.
منصور به من گفت: آيا به ياد مىآورى روزى كه از تو پرسيدم آيا حكومت به ما مىرسد؟ و تو گفتى: آرى، حكومتى عريض و طويل و شديد، و شما همواره در امر خود مهلت داده خواهيد شد و از نظر دنيوى در گشايش خواهيد بود. تا اينكه خون حرامى از ما، در ماه حرام و سرزمين حرام بر زمين بريزيد!
امام صادق عليه السّلام مىفرمايد: من دانستم كه او حديث را حفظ كرده است. پس به او گفتم: شايد خداوند تعالى تو را از ريختن آن خون حرام باز دارد. چرا كه منظور من در نقل اين حديث، شخص تو نبوده بلكه مراد من، تنها نقل حديث بوده. شايد كس ديگرى از شما بنى عبّاس اين كار را انجام دهد. پس از اين، منصور سكوت كرد[١].
شاخه سوّم سياست ديگر منصور در برابر امام صادق عليه السّلام سياست به حضور طلبيدن و برخورد آميخته با تهمت و افترا
يا به حضور طلبيدنهاى بدون سؤال و جواب بود. او قصد داشت از طريق اين سياست حركت امام را مختل كرده و آن را تحت سيطره مراقبتى سازمانهاى اطّلاعاتى خود قرار دهد تا اينكه به عدم خطر از ناحيه امام عليه السّلام مطمئنّ شود. وى همچنين با هدف ضربه زدن به شخصيت والاى امام صادق عليه السّلام از بعضى شيوهها استفاده كرد. از جمله اين روشها اين است:
[١] . روضه كافى ٣١ حديث امام صادق با منصور در موكب، و به نقل از آن بحار الانوار ٥٢/ ٢٥٥، اثبات الهداة ٥/ ٣٥١.