پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٧٤ - شاخه سوم سياست ديگر منصور در برابر امام صادق عليه السلام سياست به حضور طلبيدن و برخورد آميخته با تهمت و افترا
جلوگيرى مىكرد، او امام صادق عليه السّلام را تحت شديدترين مراقبتها قرار داد. تا جايى كه اگر براى يكى از شيعيان مسألهاى دينى در امر زناشويى، طلاق، يا مسائل ديگر شرعى پيش مىآمد و آنها حكم آن مسئله را نمىدانستند، راهى براى رسيدن به امام صادق عليه السّلام و سؤال از او نمىيافتند و بسيار مىشد كه مرد همسر خود را ترك مىگفت.
اين مطلب بر شيعيان بسيار سخت آمده بود تا اينكه خداوند در دل منصور انداخت كه از امام صادق عليه السّلام بخواهد كه هديهاى به او بدهد كه هيچكس مانند آن را نداشته باشد. امام صادق عليه السّلام عصايى را كه از آن پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله و طول آن يك ذرع بود براى منصور به رسم هديه فرستاد. منصور از ديدن اين هديه بسيار خوشحال شد و دستور داد آن را به چهار قسمت تقسيم كنند و هر تكه از آن را در جايى گذاشت.
سپس به امام صادق عليه السّلام گفت: پاداش تو در نزد من جز اين نيست كه تو را آزاد بگذارم تا علم خود را براى پيروانت آشكار كنى و متعرّض تو و شيعيانت نگردم، پس بدون هيچگونه ترس و واهمهاى بنشين و براى مردم فتوا بده. امّا در شهرى كه من در آن هستم نباش، اين مطلب باعث انتشار علوم بسيارى از امام صادق عليه السّلام گرديد[١].
٣. و از عبد اللّه بن ابى ليلى روايت شده كه گفت: من به همراه منصور دوانيقى در ربذه بودم. او به دنبال امام صادق عليه السّلام فرستاده بود و حضرت را به نزد او آورده بودند. منصور به دنبال من نيز فرستاده و من را نيز دعوت كرده بود. هنگامى كه به در سراى منصور رسيدم شنيدم كه مىگفت: زود باشيد او را
[١] . مناقب ابن شهر آشوب ٤/ ٢٥٩، و به نقل از آن بحار الانوار ٤٧/ ١٨٠.