پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٨٥ - ٣ تأسيس دانشگاه اهل بيت عليهم السلام
هشام امام باقر را هيچگاه در مدينه آزاد نگذاشت تا به راحتى به كار خود بپردازد و هيچگاه از وجود امام باقر در عرصه اجتماع اسلامى راضى نبود تا جايى كه با فرستادن سم در سال ١٢٤ ه اقدام به قتل امام محمد باقر نمود.
واقعه دوم: در همين سالها زيد بن على بن الحسين عليهما السّلام در اثر برخوردهاى ناهنجار امويان به خصوص هشام بن عبد الملك كه نه تنها زيد را بسيار خوار مىداشت و كرامت او را پايمال مىنمود كه با همه شيعه چنين رفتارى داشت، آماده شده و مصمم به قيام بر ضد هشام بن عبد الملك گرديد.
وى روزى به نزد هشام رفت و او را با نام امير المؤمنين سلام داد، اما هشام جواب سلام او را نداده سخنان درشت به او گفته و جايى براى نشستن در مجلس به او نداد.
زيد به او گفت: سلام اى لوچ چشم، مىبينم كه خود را شايسته اين نام دانستهاى، هشام خشمگين شد و با زيد به بحث و محاجه پرداخت و هشام را در اين ميان جز شكست و خوارى نصيبى نبود، زيد در حالى مجلس هشام را ترك كرد كه مىگفت: هيچ جمعيتى حرارت و تيزى دم شمشير را ناخوش نمىدارد مگر اينكه به پستى و ذلت مبتلا گرديد.
هشام به منظور دلجويى از زيد دستور داد تا او را بازگردانند، و گفت: از من چيزى بخواه، زيد گفت: گمان كردهاى كه بر احوال مسلمانان نظارت دارى؟ نه چنين است، و از نزد هشام بيرون رفت و مىگفت: هركه زندگى را دوست بدارد خوار شود[١].
زيد به كوفه رفت و به برنامهريزى براى قيام پرداخته با برادر بزرگوارش امام باقر عليه السّلام نيز در اين زمينه مشورت نمود.
امام صادق عليه السّلام مىفرمايد: «عمويم زيد نزد پدرم آمد و گفت: من قصد دارم در برابر
[١] . تاريخ طبرى حوادث سال ١٢١، تاريخ ابن عساكر ٦/ ٢٢- ٢٣.