پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢١٧ - ١ تازههاى سياسى
را به زير پرچم خود خوانده و به سمت خود تحريك مىكردند. كما اينكه امّت هم به دنبال نجاتدهندهاى مىگشتند و همين امر باعث شد كه مسأله مدعيان مهدويّت در ميان جامعه رايج شده و راه خود را باز كند.
از ديگر سو، برنامههاى امام صادق عليه السّلام گسترش بسيارى يافته، ياران آن حضرت زياد شده و امّت فرهنگ آن حضرت را پذيرفته بود. چرا كه تأثير اين فرهنگ را در انديشهها و تصميمگيرىهاى خود ديده بود امرى كه به سطح خاصّى از افراد كه تحت نظر مستقيم حضرت امام بودند، يا دايرهاى خاصى محدود نمىگرديد. بلكه امام صادق عليه السّلام در جاىجاى كشور اسلام درخشيده و آوازهاش در هر خانهاى داخل شده بود. تا جايى كه به تنها مرجع روحى تبديل شده بود كه دلها از همهجا بهسوى او گرايش پيدا كرده و براى حلّ مشكلات فكرى، عقيدتى و سياسى به آن حضرت پناهنده مىشدند.
اين مرجعيّت منحصر به عامه مردم نبوده بلكه امام صادق عليه السّلام حتّى مرجع علما و دانشمندان و محلّ رجوع سياستمداران امّت بود. اين سفيان ثورى است كه مىگويد: بر امام صادق عليه السّلام داخل شدم و به آن حضرت عرض كردم:
مرا به وصيتى سفارش كنيد كه بعد از شما آن را حفظ كنم. آن حضرت فرمودند: آيا واقعا آن را حفظ خواهى كرد اى سفيان؟ گفتم: بله اى پسر رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله. امام صادق عليه السّلام فرمودند: اى سفيان، دروغگو مردانگى ندارد و حسود راحتى، انسان رنجيده برادرى و متكبّر دوستى نداشته و بداخلاق هرگز به آقايى دست پيدا نمىكند[١].
سفيان ثورى بار ديگرى هم به نزد امام صادق عليه السّلام رفت و دستورات و تعاليم بيشترى از آن حضرت طلب كرد. امام صادق عليه السّلام به او فرمودند: اى سفيان،
[١] . بحار الانوار ٧٨/ ٢٦١.