پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٠١ - آغاز رهايى
ازدواج كرد.
وى روزى به قرآن مجيد تفأل زد و اين آيه آمد كه: وَ اسْتَفْتَحُوا وَ خابَ كُلُّ جَبَّارٍ عَنِيدٍ و [پيامبران از خدا] گشايش خواستند، و [سرانجام] هر زورگوى لجوجى نوميد شد) وليد قرآن را پاره كرد و اشعارى با اين مضمون خطاب به قرآن سرود:
«آيا زورگويان لجوج را تهديد مىكنى؟ بدانكه من همان زورگوى لجوج هستم.
هنگامى كه در روز قيامت خدايت را ديدى، به او بگو كه وليد مرا پاره كرد[١].
وى چنان در گمراهى فرو رفته بود كه حتى هشام به او گفته بود: واى بر تو به خدا سوگند كه من نمىدانم آيا تو مسلمان هستى يا نه؟!
آغاز رهايى
اين برهه تاريخى زندگى امت اسلام كه در آن، امت خواهان سقوط و نابودى بنى اميه شدند به يكباره و بدون برنامهريزى قبلى به وجود نيامده بود بلكه حاصل فعاليتهاى انقلابى بود كه از نهضت امام حسين عليه السّلام آغاز شده و تا نهضت زيد كه ابهت هشام بن عبد الملك اموى را درهم شكست ادامه يافته بود.
در چنين شرايطى استاندار خراسان در نامهاى به وليد نوشت كه اوضاع
[١] . مروج الذهب ٣/ ٢١٦.
|
أتوعد كل جبار عنيد |
فها أنا ذاك جبّار عنيد |
|
|
إذا ما جئت ربّك يوم حشر |
فقل يا ربّ مزّقني الوليد |
|