پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٠٢ - آغاز رهايى
خراسان آشفته شده و قيامهايى به وقوع پيوسته است؛ وليد در پاسخ او نوشت من فعلا مشغول [كار مهترى چون رسيدگى] به «عريض»، «معبد» و «ابن ابى عايشه» هستم، كه هر سه نفر، از آوازخوانان و مغنيان دربار او بودند[١].
امام صادق عليه السّلام عاقبت اين سقوط و زشكارى و سرپيچى از محرمات الهى را چنين ترسيم فرموده است: خداوند متعال هفت روز پس از به آتش كشيدن بدن زيد فرمان نابودى بنى اميه را صادر فرمود[٢].
اين وليد بود كه دستور داد بدن مطهر زيد شهيد رضى اللّه عنه را پس از چهار سال از بالاى چوبه دار پايين كشيده و در آتش بسوزانند.
مراقبت شديد از دارى كه بدن زيد بر بالاى آن آويخته بود- البته از ترس اينكه شيعيان آن را از دار پايين آورده و دفن كنند- نشان از فعاليتهاى سازمان يافته بر ضد حكومت وقت دارد؛ امام صادق عليه السّلام همواره شيعيان را نكوهش مىنمودند كه چرا هنوز نتوانستهاند بدن زيد شهيد را از بالاى دار پايين بياورند.
هنگامى كه مبارزه با دستگاه اموى شدت پيدا كرد وليد به حاكم كوفه نامهاى به اين مضمون نوشت: گوساله عراقيان را از دار پايين بكش، بدنش را در آتش بسوزان و خاكسترش را در دريا بريز [نوع كلماتى كه در اين نامه به كار رفته، اشاره به آيه: ٩٧: طه، درباره گوساله سامرى دارد].
يوسف بن عمر نيز آنچه را كه خليفه دستور داده بود كاملا به اجرا در آورد، او بدن زيد بن على را سوزانده و خاكسترش را در فرات ريخت[٣].
[١] . ذهبى، تاريخ الاسلام ٥/ ١٧٨.
[٢] . كافى ٨/ ١٦١، تفسير عياشى ١/ ٣٢٥.
[٣] . طبرى ٨/ ١٢٢، ابن اثير ٥/ ١٢٧، تاريخ يعقوبى ٢/ ٣٩١.