پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٨٣ - ٣ در راه حكومت اسلامى
همعصر با امام صادق و پدران بزرگوارش عليهم السّلام بودند و از راههاى مختلف سعى در دور نگهداشتن آن حضرت و پدران بزرگوارش از اين مقام و منصبى كه تنها شايسته آنها بوده است مىنمودهاند.
امام صادق عليه السّلام فعاليّت در راه ايجاد نظام اسلامى صحيح و مطلوب را كارى بسيار ضرورى مىدانستهاند و اين مهم از نظر آن حضرت در ضمن وجود جمعيت اسلامى صالحى كه به رهبرى شرعى و حقيقى كه نماد آن ائمّه اطهار عليهم السّلام بودهاند ايمان داشته باشد، به مرحله اجرا درمىآمد.
اينچنين بود كه امام عليه السّلام توجّه خود را به ضرورت وجود اين شالوده صالح در ميان جامعه معطوف كرد. آنجا كه مىبينيم آن حضرت به سؤالاتى كه در ذهن اصحابشان پيش مىآمد پاسخهاى مناسبى مىدادند. مانند وقتى كه سدير به نزد آن حضرت آمد و از آن حضرت خواست كه در طلب حكومت اعلام جهاد مسلّحانه كند كه در جواب او به اين نكته اشاره كردند كه: قيام مسلحانه مستلزم وجود جمعيت صالحى است كه مطيع آن حضرت بوده و حاضر به قربانى شدن در راه آن حضرت و تحمّل مسئوليّت تغيير جامعه و قدرت مقابله با همه عوامل انحراف را داشته باشند.
چنين است كه اهميّت سعى براى تكوين و بالندگى حركت اين جمعيت در اين مرحله از حيات امام صادق عليه السّلام كه زمان توسعه يافتن دامنه اين حركت در سرتاسر عالم اسلام است ظهور مىكند.
ما اين تكوين و تكامل را از سه جانب بررّسى مىكنيم:
الف- ساختار جهادى.
ب- ساختار روحى.
ج- ساختار اجتماعى.