پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٩٣ - ب ساختار روحى و ايمانى
رابطه و دوستى با چنين افرادى بدون درك واقعى از وضع نفسانى و اخلاقى آنان حاصل مىگرديد ايجاد يك ساختار ايمانى غلط و منحرف بود زيرا كه دانش چنين كسانى، سرابى را در بيابان ماند كه تشنه آبش پندارد.
امام عليه السّلام به اين مطلب كه چنين روابطى به از بين رفتن رابطه با خداوند و دورى از او منجر مىشود چنين اشاره فرمودهاند:
خداوند متعال به حضرت داوود عليه السّلام وحى كرد: ميان خودت و من عالمى شيفته دنيا قرار نده كه تو را از محبت من باز مىدارد، چنين كسانى راهزنان بندگان جوياى من هستند، كمترين مجازاتى كه بر آنان روا مىدارم اين است كه شيرينى مناجات خود را از دل آنها مىزدايم[١].
٢. از چيزهايى كه امام صادق عليه السّلام به اصلاح و تصحيح آن پرداخت مفهوم ايمان بود. آن حضرت معنى ايمان را به ياران خود تفهيم كرده و تلاش مىكرد تا صورت صحيح آن را آشكار كرده پردههاى ابهام را از آن بزدايد، آن حضرت اين مهم را با بيان صفات مؤمن براى اصحاب خويش به انجام مىرساند چرا كه مؤمن، انسانى منعكسكننده مفاهيم فراگير الهى بوده و كسى نيست كه بى اراده در خدمت اهل سياست درآيد و سياستبازان در جهت مصالح خود چشم طمع به توانايىهاى او بدوزند.
به همين جهت است كه مىبينيم امام عليه السّلام به مسئلهاى مهم كه داراى ابعاد سياسى و اجتماعى بوده و شايسته است هر مؤمنى آن را درك كرده و بر طبق آن حركت كند اينگونه اشاره كردهاند:
[١] . كافى ١/ ٤٦، علل الشرائع ٣٩٤ ح ١٣، بحار الأنوار ٢/ ١٠٧.