پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٧٣ - اسلوب دوم به صورت نامه نگارى و برگزارى ديدار
صورت عام و در برابر حكام بنى اميه، خصوصا «هشام بن عبد الملك» به صورت خاص، به موضعگيرى و مبارزه فكرى، عقيدتى و علمى براى بيان حق غصب شده، و به كنار كشيدن پرده باطلى كه حاكمان بر چهره حق و پرچمداران آن كشيده بودند، نپردازد.
در يكى از سالها، سفر حجّ «هشام بن عبد الملك» با امام محمد باقر عليه السّلام و فرزندش امام جعفر صادق عليه السّلام مصادف شد در همان سفر، جعفر بن محمد عليه السّلام در يكى از سخنان خود فرمود:
«الحمد للّه الذي بعث محمّدا نبيّا و أكرمنا به، فنحن صفوة اللّه على خلقه و خيرته من عباده فالسعيد من اتّبعنا و الشقيّ من خالفنا، و من الناس من يقول:
إنه يتولّانا و هو يتولّى أعدائنا و من يليهم من جلسائهم و أصحابهم، فهو لم يسمع كلام ربّنا و لم يعمل به ...»؛
سپاس خداوندى را كه محمد را به پيامبرى برانگيخت و ما (اهل بيت) را به واسطه او كرامت بخشيد، پس ما انتخابشدگان خداوند از ميان مخلوقات و بهترين بندگان خدا مىباشيم، سعادتمند كسى است كه از ما پيروى نموده و بدبخت آن است كه با ما مخالفت ورزد، در ميان مردم كسانى هستند كه با ما اظهار مودت و دوستى مىكنند اما دشمنان ما و اطرافيان و همنشينان آنها را دوست مىدارند، اينان سخن خداوندگار ما را نشنيده و به آن عمل نكردهاند[١].
امام صادق عليه السّلام در اين بيان مفهوم رهبرى الهى و مصداق واقعى آن را كه خود در آن زمان تجسم عينى آن بودند به روشنى بيان كردهاند.
اينگونه طرح كردن مسائل اگرچه گونهاى از برخورد با حكومت و
[١] . دلائل الامامة/ ١٠٤- ١٠٩، بحار الانوار ٤٦/ ٣٠٦.