پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٥٥ - بالا گرفتن كار بنى عباس و موضعگيرى امام صادق عليه السلام
عزيز ساختم. چون كه من ديدم شما نيروى مقاومت در برابر هواداران معاويه را نداريد، كار را به او واگذار كردم تا من و شما در ميان آنها سالم بمانيم. چنانكه آن عالم كشتى را معيوب كرد تا اصل كشتى براى صاحبانش بماند. كار من نيز با شما اينچنين است تا در ميان آنها سالم بمانيم. [اشاره به مسأله حضرت موسى و خضر و سوار شدن آنها به كشتى دارد][١].
امام صادق عليه السّلام در اينجا خود را به امام مجتبى عليه السّلام كه براى باقى ماندن و پيگيرى كردن كار خود از اسلوب تقيّه به عنوان يك روش دفاعى در برابر معاويه استفاده كرد تشبيه كرده و مثال مىزند. امام حسن مجتبى عليه السّلام با معاويه بر سر اصول و احكام مصالحه نكرد. بلكه به خاطر حفظ همين اصول و احكام و به رسميّت شناخته شدن شيعيان آن حضرت و اعتراف دستگاه معاويه به حقوق غصبشده اهل بيت و باز شدن مجال تبليغاتى براى پيروان خود دست به چنين كارى زد.
از همينجاست كه اهميّت تثبيت اصول شيعه و تربيت شيعه بر آن اصول آشكار مىگردد. البتّه وجوب عمل به اين اصول نه به اين خاطر است كه اين اصول مخصوص نخبگان از مردم است. بلكه به اين اعتبار كه اصول كلّى اسلامى و شرعى هستند كه برحسب نصوص ثابت در قرآن و سنّت واجب گرديدهاند. لكن شرايط بد روزگار جلوى اظهار آنها را گرفته و فهميدن آنها را مشكل مىكرده است. چرا كه اين اصول در خدمت حكّام نبوده، بلكه با سياست آنها در معارضه بوده است.
امام عليه السّلام نقش تقيّه را اينگونه توصيف فرموده است:
[١] . تحف العقول ٣٠٧، بحار الانوار ٧٨/ ٢٨٦.