پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١١٦ - ب - تحريف در عرصه حديث شريف نبوى
براى پيچيدن به دور عرش كافى بود. در اين زمان بود كه عرش تواضع كرد[١].
معاويه به كعب الاحبار گفت: تو مىگويى كه سوارهنظام ذو القرنين به ثريّا مىرسيد؟ كعب در پاسخ به او گفت: اگر من اين را گفتهام خداوند متعال نيز فرموده است: وَ آتَيْناهُ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ سَبَباً؛ و از هر چيزى وسيلهاى بدو بخشيديم[٢].
اين نمونهاى از ميراث حديثى، تفسيرى و تاريخى مخلوط با اسرائيليات و افتراءات دروغينى بود كه به جهت خدمت به حكّام، بعد از قرنى از وفات پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله و پس از اينكه عمر بن عبد العزيز فرمان رفع ممنوعيّت كتابت حديث را صادر كرد به رشته تحرير درآمد. مكتب حديث كاملا بر روى آنچه روايت مىكرد تكيه داشت و به عقل انسانى اجازه دخالت در حيطه فهم حديث را نمىداد. تا آنجا كه گفتند: سنّت قرآن را نسخ مىكند و قرآن به سنّت نيازمندتر است تا سنّت به قرآن، و نظريه عرضه احاديث بر قرآن، از آراء زنادقه (لا مذهبان) است[٣].
تا اينجا بعضى از سببهاى پيدايش انحرافات فكرى و منتشر شدن سريع آن در جامعه اسلامى را دريافتهايم. تفكّراتى مانند جبر و زندقه و غلوّ و به هر كدام از اينها در پى اشاره خواهيم داشت.
ب- تحريف در عرصه حديث شريف نبوى
١. در صحيح ترمذى از پيامبر اكرم روايت شده است كه درباره معاويه فرمودند: خدايا او را هدايتكننده و هدايتشده قرار ده و بهوسيله او مردم را
[١] . الجامع لاحكام القرآن ١٥/ ٢٩٥.
[٢] . ابن كثير، تفسير القرآن العظيم ٣/ ١٠٦.
[٣] . جعفر سبحانى، بحوث فى الملل و النحل ١/ ١٢٩.