پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٨٢ - ٣ در راه حكومت اسلامى
امام صادق عليه السّلام بر يك قضيه مهم ديگر هم بسيار تأكيد كردند و آن را سرمايه مهمى براى فهم عبارات و بيان و استنباط احكام از نفوذ مىدانستند و آن وجود ملكه تقوى و عدالت بود كه براى هر فقيهى بهرهمندى از آن لازم است تا اينكه بتواند نگهبانى امين براى شريعت و امّتى باشد كه مىخواهد آن شريعت را در زندگى خود پياده كند.
از نظر امام صادق عليه السّلام عدالت در بسيارى از كارهاى زندگى انسان شرط اساسى است. مانند امامت جمعه، جماعت، شهادت در طلاق، همچنين در قاضى، حاكم، والى و ....
اين خصوصيّت نقش بزرگى در حفظ شريعت اسلامى، همچنين حفظ نصوص و روايات اسلامى داشته است. آنگونه كه اين مكتب را از ديگر مكاتب ممتاز كرده است. همچنانكه اصحاب امام صادق عليه السّلام با روايات وارد شده از پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله و ائمّه عليهم السّلام، مانند عبارات قرآنى كه قطعى الصّدور است برخورد نمىكردند. بلكه اين روايات را به نقد و تحليل مىگذاشتند. چرا كه ممكن بود راوى معصوم نباشد و عليرغم ايمان آنها به عصمت امامى كه روايت از او نقل شده، ممكن است اشكال در راوى باشد.
٣. در راه حكومت اسلامى
مطابق روايات اسلامى كه از رسول گرامى اسلام رسيده و صدور آن ثابت گرديده و در مكتب اهل بيت عليهم السّلام به تواتر نيز رسيده است، رهبرى سياسى حقّ شرعى ائمّه معصومين از اهل بيت پيامبر عليهم السّلام بوده است.
بر همين اساس، رهبرى سياسى كه بعد از پيامبر اكرم حكومت را مستقيما در دست گرفت عليرغم اينكه مسلمانان بدون زور و فشار آن را قبول كردند، از صفت مشروعيّت خالى است. چه رسد به حكومت حكّام اموى و عبّاسى كه