پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١١٩ - جهتگيرىهاى فكرى منحرف در زمان امام صادق عليه السلام
بخواهد كه ما نماز بخوانيم، نماز مىخوانيم و اگر خداوند بخواهد كه ما شراب بخوريم، شراب مىخوريم. آنان براى اين عقيده به چند آيه قرآن نيز استناد كردهاند كه از آن جمله است: وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ؛ و تا خدا نخواهد، [شما] نخواهيد خواست[١] و فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ وَ مَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقاً حَرَجاً؛ پس كسى را كه خدا بخواهد هدايت نمايد، دلش را به پذيرش اسلام مىگشايد؛ و هركه را بخواهد گمراه كند، دلش را سخت تنگ مىگرداند[٢].
روشن است كه معتقدان به چنين اعتقادى، به خود اجازه مىدهند هر جنايت و معصيتى را انجام دهند. واجبات را انجام نداده و به ارتكاب محرّماتى چون شرب خمر، زنا، دزدى و قتل پرداخته و سپس بگويند خداوند خواست كه من دزدى كنم و دزدى كردم؛ خواست خدا اين بود كه من زنا كنم و من زنا كردم. بدين ترتيب، انسان هيچگونه اراده، اختيار و تصرّفى در آنچه خداوند به او داده ندارد و هيچ استفادهاى از نعمت عقل نخواهد برد. پس چگونه طمع ثواب يا ترسى از عقاب خداوند خواهد داشت؟[٣].
٢. زندقه (بىدينى): از ديگر افكارى كه در زمان امام صادق ظهور كرد، تفكّر الحاد و بىدينى بود. البتّه از رشد و نموّ اينچنين افكار منحرفى در عالم اسلام، كه عالم توحيد خالص است، خصوصا در زمان قدرت و قوّت دين اسلام و در زمانهاى كه ديگر ملّتها براى آگاهى پيدا كردن از اسلام كه آخرين رسالت الهى است تلاش مىكردند، نبايد تعجّب كرد. زيرا ستم و فسادى كه امويان در تمام عرصههاى زندگى مروّج آن بودند، سبب ظهور چنين افكارى مىگرديد كه با تفكّرات اسلامى ضدّيت تام و تمام داشت.
[١] . انسان/ ٣٠.
[٢] . انعام/ ١٢٥.
[٣] . الامام الصّادق و المذاهب الاربعه ٢/ ١٢٢.