پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٤٩ - ج ارائه راه صحيح فهم دينى
تعالى به موسى و هارون وقتى آنها را بهسوى فرعون فرستاد: (شايد كه پند پذيرد يا بترسد)[١] سپس امام عليه السّلام فرمودند: آيا اگر تو بگويى لعلّ به معناى شك نيست ابو حنيفه گفت: آرى. امام عليه السّلام فرمودند: وقتى خدا گفت: لعلّ باز هم به معناى شك است؟! ابو حنيفه گفت: نمىدانم.
امام صادق عليه السّلام بدينگونه آنچه را كه از مسأله قياس، در ذهن ابو حنيفه رسوب كرده بود از ذهن او خالى كرده و به او فرمودند: تو گمان مىكنى كه فتواهايت مطابق كتاب خداست، امّا از كسانى كه علم كتاب خدا را به ميراث بردهاند نيستى. تو گمان دارى كه صاحب قياسى امّا بدان كه اوّلين كسى كه قياس كرد ابليس بود كه لعنت خدا بر او بود. دين اسلام بر قياس بنا نشده است. تو گمان مىكنى كه صاحب رأى و نظر هستى. اما رأى و نظر از رسول خدا صحيح است و از كسى غير از او خطا و اشتباه است. چرا كه خداوند متعال فرموده است: لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِما أَراكَ اللَّهُ[٢]؛ تا ميان مردم به [موجب] آنچه خدا به تو آموخته داورى كنى امّا اين مطلب را براى كس ديگرى غير از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله نگفته است. گمان دارى كه در مسأله حدود الهى صاحبنظر هستى. امّا آن كس كه قرآن بر او نازل شده سزاوارتر است كه در اين مسأله صاحب رأى و نظر باشد. تو گمان كردهاى كه به تمام آنچه پيامبران بر آن مبعوث شدهاند عالم و دانايى.
امّا آخرين پيامبران الهى، داناترين كس به آن چيزى است كه انبيا به ابلاغ آن مبعوث گرديدهاند.
اگر اين نبود كه مردم مىگفتند: ابو حنيفه بر پسر پيامبر صلّى اللّه عليه و اله داخل شد و او سؤالى از او نكرد، من از تو سؤالى نمىكردم. حال برو و اگر اهل قياسى، قياس كن.
اينجا بود كه ابو حنيفه به امام صادق عليه السّلام عرضه داشت: پس از اين مجلس
[١] . طه/ ٤٤.
[٢] . نساء/ ١٠٥.