پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٠٩ - موضع امام عليه السلام در برابر پيشنهادهاى رهبرى
زشت شده بود. راوى گويد: مرد از شنيدن اين كلام نگران شد[١].
پيشنهاد سوّم: اينبار امام صادق عليه السّلام سياست خود را در برابر گروهى از مخالفان بنى اميه، با اشاره غير مستقيم به نقص عقيدتى و فكرى اين مبارزه، و اهدافى كه بعضى از عناصر مبارزهكننده به دنبال آن بودند بيان فرمودند. اين مطلب را از جريان ديدار عمرو بن عبيد و واصل بن عطاء و ديگرانى از بزرگان معتزله با امام صادق عليه السّلام كه پس از مطرح كردن نظريه قيام، انقلاب و به دست آوردن حكومت در نزد آن حضرت، تأييد و همراهى ايشان را مىخواستند، مىتوان دريافت.
امام عليه السّلام نه تنها به سؤال آنها جواب نداده و دعوت آنها را رد كرد. بلكه در جوابى كه به آنها داد به حلّ مسأله ديگرى پرداخت كه اهميّت آن از اجابت خواسته آنان بيشتر بود. چه آنكه اگر انگيزههاى قيامكنندگان از قيامشان، با انگيزههاى بنى اميه در حكومت تفاوتى نداشته باشد و از نظر فكرى با هم يكسان باشند، قيام مسلحانه فايدهاى نخواهد داشت. به خاطر همين موضوع، امام عليه السّلام انگشت روى درد اصلى كه سبب اين پيامدهاى تاريك و انحرافاتى كه جامعه اسلامى را متألّم كرده بود، گذاشتند. روايت را از عبد الكريم بن عتبه هاشمى مىبينيم:
عبد الكريم مىگويد: نزد امام صادق عليه السّلام در مكّه بودم. ناگاه جماعتى از معتزله كه در ميان آنها عمرو بن عبيد و واصل بن عطاء و حفص بن سالم و گروه ديگرى از بزرگان آنان بودند بر امام وارد شدند. در آن ايّام، وليد بن يزيد كشته شده و اهل شام در حال اختلاف براى تعيين خليفه بودند. آنان بسيار با
[١] . بصائر الدرجات ٢٦٤/ ح ٥، بحار الانوار ٤٧/ ٧٢.