فقه نظام اقتصادى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ٨٢ - ج- جهانبينى اقتصادى اسلام
زندگى او عرصهاى فراتر از زندگى دنيا نمىبيند. طبيعى است كه بر مبناى اين جهانبينى تعريفى كه از فعاليت اقتصادى انسان و اهداف و انگيزههاى آن و مفهومى كه از ثروت و سود ارائه مىگردد، با تعاريف و مفاهيمى كه در پرتو جهانبينى الهى اسلامى ارائه مىگردد، كاملًا متفاوت و احياناً متضاد باشد.
از آنچه در مباحث گذشته به طور مختصر در نقد مادّىگرى بيان كرديم هرچند كوتاه و گذرا، بىپايگى نگرش مادّىگرايانه به جهان و بطلان نظريه اصالت ماده معلوم شد و از اين رهگذر مىتوان به بىپايگى جهانبينى اقتصادى مبتنى بر آن و تحليلها و تعريفهاى مادّى گرايانه برخاسته از جهانبينى مادّى درباره فعاليت اقتصادى و اهداف و انگيزههاى آن و ثروت و سود، و مالكيت و امثال آنها پى برد.
از آنجا كه بحث درباره جهانبينى، خارج از موضوع اصلى بحث ماست، نقد تفصيلى جهانبينى مادّى را به مطالعات ويژه و گستردهاى كه در اين زمينه صورت گرفته است حواله مىكنيم.
ج- جهانبينى اقتصادى اسلام
همانگونه كه در گذشته گفتيم جهانبينى اقتصادى هر نظام اقتصادى از جهانبينى عمومى آن نظام برخاسته و از آن ريشه مىگيرد؛ از اين روى جهانبينى اقتصادى اسلام نيز از جهانبينى عمومى اسلامى برخاسته و از آن مايه مىگيرد.
مهمترين اصول جهانبينى عمومى اسلامى كه مبنا و خاستگاه جهانبينى اقتصادى آن است، عبارتاند از: