فقه نظام اقتصادى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ٢٤٢ - مطلب دوّم تعريف تحجير
امثال آن از آثار و علائم احياء كه در اين صورت احق از ديگرى نسبت به آن زمين خواهد شد؛ بنابراين بخشش و اقطاع سلطان به منزله تحجير است.
عبارت قاضى ابن البراج در المهذب نيز قريب به همين مضمون است[١].
شيخ طوسى در تعريف واژه مرز كه جمع آن «مروز» در عبارت فوق به عنوان يكى از شيوههاى تحجير آمده بود، مىفرمايد:
«و اما الاحياء للزراعة فهو ان يجمع حولها تراباً و هو الذى يسمّى مرزاً»[٢].
احياء در زراعت اين است كه گِرد زمين خاكريز ايجاد كند و همين است كه مرز ناميده مىشود.
محقق حلّى در شرايع الاسلام در تعريف تحجير مىفرمايد:
«و التحجير: هو ان ينصب عليها المروز أو يحوطها بحائط، و لو اقتصر على التحجير و اهمل العمارة اجبره الامام على احد الامرين إما الاحياء، و إما التخلية بينها و بين غيره»[٣].
تحجير اين است: گِرد زمين مرز ايجاد كند يا ديوار بكشد و چنانچه تنها تحجير انجام داد و زمين را آباد نكرد امام او را به يكى از دو كار مجبور مىكند يا آنكه احياء كند يا زمين را در اختيار ديگرى قرار دهد.
علامه حلّى در قواعد مىفرمايد:
[١] . عبد العزيز بن نحرير ابن براج، المهذب، ج ٢، ص ٣٢.
[٢] . شيخ طوسى، المبسوط فى فقه الإمامية، ج ٣، ص ٢٧٢.
[٣] . ابوالقاسم نجم الدين جعفر بن الحسن حلى، شرايع الاسلام فى مسائل الحلال و الحرام، ص ٧٩٤.