فقه نظام اقتصادى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ٧٠ - ١ تضادّ طبقاتى
١. تضادّ طبقاتى
نخستين اصل در جهانبينى اقتصادى ماركسيسم تضاد طبقاتى برخاسته از ستيز ميان تكامل حتمى ابزار و روابط توليد و انعكاس اجتماعى آن در طبقه پيشرو از يكسو، و طبقه مرتجع و ايستاى طرفدار ركود و ايستايى ابزار و روابط توليد از سوى ديگراست.
واقعيتهاى تاريخى جامعه بشر در گذشته و حال نادرستى نظريه تضاد طبقاتى ماركسيسم را آشكار ساخته است زيرا:
تضاد در جوامع بشر هميشه تضاد ميان طبقه برخوردار مرتجع، و طبقه نابرخوردار پيشرو نبوده است، بلكه عمده تضادها از اختلافات اعتقادى و مذهبى و فكرى يا جاهطلبى گروههاى حاكم، يا اختلافات قومى و نژادى بوده است.
جنگهاى خونين داخلى در كشورهاى اروپايى ميان اقوام و نژادهاى مختلف در انگلستان و آلمان و جنگهاى طولانى و خونين مذهبى ميان پروتستانتها و كاتوليكها در انگلستان و برخى ديگر از كشورهاى اروپايى و جنگ سياسى داخلى در فرانسه كه منجر به انقلاب معروف فرانسه گرديد، و بسيارى ديگر از جنگها و ستيزها در كشورهاى ديگر، به هيچ وجه جنگ ميان طبقه طرفدار روابط جديد توليد و طبقه طرفدار روابط قديم توليد نبوده است؛ بلكه انگيزه و علت اصلى اين جنگها اختلافات مذهبى يا سياسى يا نژادى و قومى بوده است.
در بسيارى از جوامع، طبقات برخوردار حاميان اصلى پيشرفت ابزار توليد بوده و هستند؛ زيرا بهدليل برخوردارى طبقات ثروتمند و بانفوذ از توانمندى اقتصادى، تجديد ابزار توليد، و بهرهبردارى از ابزار توليد جديد تنها در انحصار طبقه متمكن مالك ابزار توليد بوده، و همين طبقه بوده كه به انگيزه