فقه نظام اقتصادى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ٢٧٨ - ب- تطبيقات
در دليل نوع اوّل: همان آيه كريمه سوره انفال: قُلِ الْأَنْفالُ لِلَّهِ وَ الرَّسُولِ كافى است، افزون بر آن روايات متواترى در اين زمينه آمده است، از جمله و به عنوان نمونه: صحيحة حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِى عَنْ أَبِى عَبْدِ اللهِ (ع):
«قَالَ: الْأَنْفَالُ مَا لَمْ يوجَفْ عَلَيهِ بِخَيلٍ وَ لَا رِكَابٍ، أَوْ قَوْمٌ صَالَحُوا أَوْ قَوْمٌ أَعْطَوْا بِأَيدِيهِمْ، وَ كُلُّ أَرْضٍ خَرِبَةٍ وَ بُطُونُ الْأَوْدِيةِ، فَهُوَ لِرسولالله (ص)، وَ هُوَ لِلْإِمَامِ مِنْ بَعْدِهِ يضَعُهُ حَيثُ يشَاءُ»[١].
انفال آن است كه با اسب و سوار بر آن نتاخته باشند يا آن را كه قومى خود به دست خود بدهند و هر زمين ويرانى و دل درهها همگى از آنِ رسول خدا (ص) است و پس از او از آنِ امام است هرجا بخواهد مىتواند آن را بكار گيرد.
و نيز صحيحة أَبِى الصَّبَّاحِ الْكِنَانِى:
«قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ (ع): نَحْنُ قَوْمٌ فَرَضَ اللهُ طَاعَتَنَا، لَنَا الْأَنْفَالُ وَ لَنَا صَفْوُ الْمَالِ»[٢].
ما قومى هستيم كه خداوند اطاعت ما را فرض كرده است، انفال از آنِ ماست وبرگزيده دارايى از آنِ ماست.
نوع دوّم: روايات متعددى است كه مصاديق انفال را معين مىكنند، اين روايات چون در مقام استيعاب همه موارد انفال نيستند، در هر روايتى به تعدادى از مصاديق آن اشاره شده است:
١. روايت حفص بن البخترى سابق كه در آن به چهار مورد از مصاديق انفال اشاره شده است:
[١] . وسائل الشيعة، ج ٩، ابواب الانفال، باب ١، ص ٥٢٣، حديث ١.
[٢] . همان، باب ٢، ص ٥٣٥، حديث ٢.