فقه نظام اقتصادى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ٢٧٥ - ب- تطبيقات
اقتصادى در ثروت طبيعى بهرهزايى ايجاد كرده باشند، چنانچه ثروت طبيعى مذكور بهوسيله به كارگيرى نيروى رزمى دولت اسلامى و دخالت قهرآميز ارتش اسلام به قلمرو دولت اسلامى بپيوندد، ثروت طبيعى بهوسيله دولت اسلامى و با إعمال اختيارات حكومتى در اختيار جامعه اسلامى قرار مىگيرد و ملك مسلمين تلقى مىشود، و چنانچه ثروت طبيعى مذكور بطور مسالمت آميز و بدون اعمال قوه قهريه در اختيار دولت اسلامى قرار گرفته باشد به شرحى كه خواهد آمد، ثروت طبيعى همچنان در اختيار احياء كنندگان و آفرينندگان بهرهزايى قرار خواهد گرفت.
اما ثروتهاى طبيعى دست نخورده و بِكر همگى بهعنوان «انفال» تلقى شده و در اختيار دولت اسلامى قرار گرفته و «فىء» بشمار مىروند.
بنابراين ثروتهايى نظير: آبها، كوهها، زمينها- اعم از زمينهاى موات يا جنگلها و مراتع- و نيز معادن زيرزمينى پيش از اكتشاف، يا بعد از اكتشاف و پيش از بهرهزايى، كلًا به عنوان انفال و نيز فىء بشمار مىروند، و در مالكيت دولت اسلامى قرار خواهند گرفت.
پس از اين مقدمه، اكنون به تطبيق نظريه توزيع نخستين بر ثروتهاى طبيعى مىپردازيم:
آيات كريمه:
يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْأَنْفالِ قُلِ الْأَنْفالُ لِلَّهِ وَ الرَّسُولِ[١]؛
از تو درباره انفال مى پرسند، بگو انفال از آنِ خدا و رسول است.
وَ ما أَفاءَ اللَّهُ عَلى رَسُولِهِ مِنْهُمْ فَما أَوْجَفْتُمْ عَلَيْهِ مِنْ خَيْلٍ وَ لا رِكابٍ[٢]؛
[١] . سوره انفال: ١.
[٢] . سوره حشر: ٦.