فقه نظام اقتصادى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ١٦٦ - ٤ روايات باب بيع
سستى كرد و آن مدرك كتبى را از بين نبرد، تا آنكه از دنيا رفت، پس از آن ورثه او مال پدرشان را از من طلب كردند و مرا نزد قاضى بردند و مدرك كتبى و نيز شاهدان عادلى كه داشتند نزد قاضى بردند، قاضى به نفع آنان حكم صادر كرد و با توجه به اينكه مالى كه ادعا مىكردند مال فراوانى بود و نمىتوانستم آن را بپردازم، از دست قاضى گريختم، خود را پنهان كردم. قاضى زمين زراعتى مرا براى استرداد طلب طلبكاران مدعى فروخت و طلب آنها را پرداخت. اكنون اين شخص كه از برادران ماست، به خريد زمين زراعتى من گرفتار شده. پس از اين ورثه آن طلبكار سابق آمدند و به اين شخص خريدار حقيقت را گفتند و اقرار كردند كه طلبى نداشتند و اين زمين به ناحق از من گرفته شده و از خريدار خواستند زمين را به من باز پس دهد و به او گفتند پول تو را در چند قسط معلوم پرداخت مىكنيم، شخص خريدار زمين گفت: دوست دارم حكم اين مسئله را از امام صادق (ع) سئوال كنى. امام فرمود: بايد زمين را به صاحبش برگردانى و پول خود را از ورثه پس بگيرى. شخص مذكور پرسيد: اگر من زمين را به صاحب آن برگردانم آيا حق دارد افزون بر آن چيزى از من مطالبه كند؟ حضرت فرمود: آرى حق دارد بهاى ميوهاى كه برداشت كردهاى از تو بگيرد و نيز اگر عمارت و اثرى در زمين بوده روزى كه زمين را گرفتهاى بايد آن را بازپس دهى مگر كشت و زرعى كه خودت انجام دادهاى كه در اينصورت كشت و زرع از آنِ توست، مىتوانى بهايش را بگيرى يا اگر مالك اجازه داد صبر كنى تا هنگام برداشت و آن را برداشت كنى و اگر نپذيرفت مىتواند بهاى زرع را به تو بدهد و زرع از آنِ او باشد.
من گفتم: فدايت گردم اگر اين مرد درختى كاشته باشد يا ساختمانى روى اين زمين ساخته باشد از آنِ كيست؟ فرمود: مىتواند بهاى آن را بگيرد، يا آنچه احداث كرده بردارد و با خود ببرد. گفتم: اگر درخت و ساختمانى روى زمين بوده و اين شخص آن را از بين برده است؟ فرمود: بايد آن را به حال اوليه برگرداند يا بهاى آن را بپردازد. پس چنانچه شخص متصرّف زمين منافع و ميوهاى كه برداشت كرده است به صاحب زمين پس دهد و مستحدثات و ساخت و ساز درختى كه بوده به حال اوليه برگرداند،