فقه نظام اقتصادى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ٢٥٣ - مبحث سوم حدود و قلمرو نظريه منشأيت كار براى مالكيت ثروتهاى نخستين
نخستين خود برمىگردد كه مالكيت نخستين خداست. روايات متعددى بر اين نوع محدوديت دلالت دارند، از جمله: صحيحه معاوية بن وهب از امام صادق (ع):
«قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ (ع) يقُولُ: أَيمَا رَجُلٍ أَتَى خَرِبَةً بَائِرَةً فَاسْتَخْرَجَهَا وَ كَرَى أَنْهَارَهَا وَ عَمَرَهَا فَإِنَّ عَلَيهِ فِيهَا الصَّدَقَةَ، فَإِنْ كَانَتْ أَرْضٌ لِرَجُلٍ قَبْلَهُ فَغَابَ عَنْهَا وَ تَرَكَهَا فَأَخْرَبَهَا ثُمَّ جَاءَ بَعْدُ يطْلُبُهَا، فَإِنَّ الْأَرْضَ لِلَّه وَ لِمَنْ عَمَرَهَا»[١].
از امام صادق (ع) شنيدم مىفرمود: هركس كه زمين مخروبه بائرى را از خرابى برون آورد و انهار آن را حفارى كند و آن را آباد كند بايد زكات عايدات آن را بپردازد و چنانچه زمين از آنِ كس ديگرى بوده كه زمين را رها كرده و دست از آن كشيده و آن را ويران نموده سپس بازگردد و آن را مطالبه كند، همانا زمين از آنِ خداست و از آنِ كسى است كه آن را آباد كرده است.
و نيز صحيحه زراره از امام صادق (ع) درباره شكار پرندگان كه فرمود:
«إِذَا مَلَكَ الطَّائِرُ جَنَاحَهُ فَهُوَ لِمَنْ أَخَذَهُ»[٢].
اگر پرنده بال پروازش از آنِ خودش باشد هركس آن را گرفت مالك آن خواهد شد.
و روايات مشابه ديگر درهمين زمينه- همانگونه كه در گذشته گفتيم- دلالت دارند بر اينكه با زوال بهرهزايى به وجود آمده در پرنده شكار شده- كه پس از صيد و در بند انداختن آن به وجود مىآيد و با گريز آن از بند منتفى مىگردد- پرنده مجدداً به حالت نخستين برمىگردد، و مانند ساير پرندگان طبيعت چنانچه مجدداً در صيد ديگرى درآيد
[١] . وسائل الشيعة، ج ٢٥، ابواب احياء الموات، باب ٢، ص ٤١٤، حديث ١.
[٢] . همان، ج ٢٣، ابواب الصيد، باب ٢٧، ص ٣٨٩، حديث ١.