فقه نظام اقتصادى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ٢٣٨ - مطلب اوّل تعريف حيازت
«الحوز: الجمع، و كل من ضمّ شيئاً الى نفسه من مال او غير ذلك فقد حازه حوزاً و حيازةً»[١].
حَوْز به معناى جمع است و هركس چيزى را- نظير مال يا جزء آن- را به خود ضميمه كند آن را حيازت كرده است. و مصدر آن حَوْز و حيازت است.
و نيز در لسان العرب آمده است:
«حازه يحوزه: اذا قبضه و ملكه و استبد به»[٢].
«حازه يحوزه»: به معناى در اختيار گرفتن يك شىء و به ملكيت درآوردن و تسلط بر آن است.
و نيز آمده است:
«و الحوز من الارض: ان يتخذها رجل و يبين حدودها فيستحقها فلا يكون لاحد فيها حق معه»[٣].
حَوْز درباره زمين به معناى آن است كه كسى آن را در اختيار بگيرد و مرز آن را مشخص كند و در نتيجه مالك آن شود به نحوى كه براى ديگرى در آن زمين حقى نباشد.
فيومى در المصباح مىگويد:
[١] . ابو الفضل جمال الدين محمدبن مكرم الأفريقى المصرى ابن منظور، لسان العرب، ج ٥، ص ٣٤١، ماده« حوز».
[٢] . همان.
[٣] . همان.