فقه نظام اقتصادى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ٢٨٦ - ب- تطبيقات
الف- ثروتهاى طبيعى كه بهوسيله عامل اقتصادى محض- يعنى كار اقتصادى طبق نظريه منشأيت كار اقتصادى براى مالكيت خصوصى- به مالكيت اشخاص حقيقى يا حقوقى درمىآيد.
ب- ثروتهاى طبيعى كه بهوسيله عامل سياسى محض در اختيار اشخاص حقيقى يا حقوقى قرار مىگيرند، از اين دسته از ثروتهاى طبيعى به «قطايع الامام» تعبير مىشود، اين دسته از ثروتهاى طبيعى صرفاً به صلاحديد و دستور دولت اسلامى يا امام در اختيار افراد قرار مىگيرند.
ابوعبيد در كتاب الاموال به سندش از ابن سيرين روايت مىكند:
«قال: أقطع رسولالله (ص) رجلًا من الانصار- يقال له سليط و كان يذكر من فضله- أرضاً، قال: فكان يخرج إلى أرضه تلك فيقيم بها الأيام ثم يرجع، فيقال له: لقد نزل من بعدك من القرآن كذا و كذا، وقضى رسول (ص) فى كذا و كذا، قال: فانطلق الى رسولالله (ص) فقال: يا رسولالله: هذه الارض التى اقطعتنيها قد شغلتنى عنك فاقبلها منى، فلا حاجة لى فى شىء يشغلنى عنك، فقبلها النبى (ص) منه، فقال الزبير: يا رسولالله، أقطعنيها، قال: فاقطعها إياه»[١].
گفت: رسول خدا (ص) به مردى از انصار به نام سليط- كه در فضلش سخن مىگفت- زمينى را واگذار كرد، اين مرد همواره براى رسيدگى به زمين بيرون مىرفت و چند روزى در آنجا مىماند سپس برمىگشت. هنگامى كه برمىگشت به او مىگفتند پس از تو اين آيات قرآنى نازل شده و رسول خدا (ص) در اين مسئله و آن مسئله چنين و چنان حكم فرموده است، لذا به سوى رسول خدا رفت و گفت: يا رسولالله اين زمينى كه به من واگذار كردهاى مرا سرگرم كرده و از همراهى تو محروم ساخته پس اين زمين را بازپس گير زيرا به چيزى كه مرا از
[١] . ابى عبيد القاسم بن سلّام، الأموال، ص ٣٤٧.