فقه نظام اقتصادى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ٢٢٦ - نوع اول ايجاد ثروت جديد
و در روايت دعائم الاسلام نيز آمده است:
«عن الصادق (ع) أَنَّهُ قَالَ: فِى الْغَاصِبِ يعْمَلُ الْعَمَلَ أَوْ يزِيدُ الزِّيادَةَ فِيمَا اغْتَصَبَهُ، قَالَ: مَا عَمِلَ أَوْ زَادَ فَهُوَ لَهُ، وَ مَا زَادَ مِمَّا لَيسَ مِنْ عَمَلِهِ فَهُوَ لِصَاحِبِ الشَّىءِ، وَ مَا نَقَصَ فَهُوَ عَلَى الْغَاصِبِ»[١].
درباره غاصبى كه عملى را انجام مىدهد كه موجب افزايش در مال غصبى مىشود فرمود: نتيجه كارى كه موجب افزايش شده است، از آنِ غاصب است و آن افزايشى كه نتيجه كار غاصب نيست از آنِ مالك است و هر نقصى كه ايجاد شده خسارت آن بر عهده غاصب است.
اين روايت كه لسانش لسان ضرب القاعده است به عنوان يك قاعده كلى اعلام مىدارد:
كه هر فزونى در ثروت كه نتيجه عمل عاملى باشد به عامل تعلق دارد كه دقيقاً همان مدّعاى ما را در ما نحن فيه اثبات مىكند.
و در موثّقه اسحاق بن عمار آمده است: «قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا إِبْرَاهِيمَ» تا آنجا كه مىگويد:
«قُلْتُ: فَارْتَهَنَ دَاراً لَهَا غَلَّةٌ لِمَنِ الْغَلَّةُ: قَالَ: لِصَاحِبِ الدَّارِ، قُلْتُ: فَارْتَهَنَ أَرْضاً بَيضَاءَ فَقَالَ صَاحِبُ الْأَرْضِ: ازْرَعْهَا لِنَفْسِكَ، فَقَالَ: لَيسَ هَذَا مِثْلَ هَذَا، يزْرَعُهَا لِنَفْسِهِ فَهُوَ لَهُ حَلَالٌ كَمَا أَحَلَّهُ لِأَنَّهُ يزْرَعُ بِمَالِهِ وَ يعْمُرُهَا»[٢].
از امام كاظم (ع) سوال كردم- تا آنجا كه مىگويد:- گفتم خانهاى را به رهن گرفته كه محصول دارد اين محصول از آنِ كيست؟ فرمود: از آنِ صاحب خانه است. گفتم: اگر زمين سفيد خالى را رهن گرفته باشد و صاحب زمين بگويد
[١] . مستدرك الوسائل، ج ١٧، ابواب الغصب، باب النوادر، ص ٩٤، حديث ٣.
[٢] . وسائل الشيعة، ج ١٨، ابواب احكام الرهن، باب ٨، ص ٣٩٣، حديث ١.