فقه نظام اقتصادى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ١٣٢ - ب- مفهوم ثروت
حضرت امام خمينى (رحمة الله عليه) در كتاب البيع ملاك ماليت را رغبت و نياز عقلاء مىداند و همين رغبت و نياز به يك كالا را از سوى عقلاء مبناى ماليت آن و پرداخت بهاء در برابر آن مىداند[١].
محقق خوئى (رحمة الله عليه) نيز در تعريف مال همان راه امام خمينى (رحمة الله عليه) را پيموده و چنين
مىفرمايد:
«والمراد بالمال ما يميل اليه العقلاء و يرغبون فيه و يجلبونه للانتفاع به فى رفع حوائجهم»[٢].
مراد از مال چيزى است كه عقلاء ميل و رغبت به آن دارند وبراى بهره بردارى و رفع نيازهاى خويش به تحصيل آن مى پردازند.
بنابراين تعريف فقها از ثروت، از تعريف اقتصاددانانى چون آدام اسميت و ژان استوارت ميل چندان دور نيست، و از مجموع تعاريف آنان مىتوان استفاده نمود كه بهرهورى و نيازمندى عقلائى ملاك اصلى مفهوم ثروت، و مقوّم اصلى ماليت مال است.
با كمى تأمل در مفهوم مال يا ثروت مىتوان به اين نتيجه رسيد كه صرف بهرهورى و تأمين نياز براى تحقق مفهوم ثروت كافى نيست، بلكه عنصر «كميابى» نيز در مفهوم ثروت نقش دارد؛ زيرا كالاهاى فروانى را نظير: هوا، آب دريا در كنار دريا، و امثال آنها به رغم آنكه داراى بهرهورى هستند و نياز بشر را تأمين مىكنند، نمىتوان به عنوان مال يا ثروت شناخت، بنابراين افزون بر عنصر بهرهورى و تأمين نياز عنصر «كميابى» نيز در مفهوم «ثروت» نقش دارد.
[١] . همان، ص ٢٠.
[٢] . محمد اسحاق فياض، محاضرات فى اصول الفقه( تقريرات اصول آيت الله خويى)، ج ٢، ص ٧.