فقه نظام اقتصادى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ١٦٩ - ٤ روايات باب بيع
همچنين واجب است كه صاحب زمين برگرداند به متصرف زمين آنچه را در اصلاح زمين انجام داده و بهاى درخت و ساخت و سازى كه به پا كرده است ... تاآخر روايت.
دلالت بر آن دارد كه متصرف زمين اگرچه غاصب بوده لكن مالك نتيجه كار خويش مىباشد، و لهذا آنچه از آبادانى روى زمين به وجود آورده متعلق به اوست، و بايد عين يا قيمت آن به او باز گردد.
٤- ٢. كلينى، عَنِ الْحُسَينِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلًّى، عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِى، عَنْ أَبَانٍ، عَنْ زُرَارَةَ، قَالَ:
«قَالَ: لَا بَأْسَ بِأَنْ يشْتَرَى أَرْضُ أَهْلِ الذِّمَّةِ، إِذَا عَمِلُوهَا وَ أَحْيوْهَا فَهِى لَهُمْ»[١].
عبيبى ندارد كه زمين اهل ذمه خريدارى شود، اگر آنها روى زمين كار كردهاند و آن را احياء كردهاند زمين از آنِ آنهاست.
سند روايت تام است؛ زيرا رواة آن همگى موثقاند، حسين بن محمد، حسين بن محمد بن عمران اشعرى است كه از مشايخ كلينى است، و نجاشى او را توثيق كرده است و معلّى؛ معلّى بن محمد است كه از رواة تفسير على بن ابراهيم است و مشمول توثيق عام اوست، و حسن بن على، حسن بن على بن فضال است كه وثاقت او مسلّم است، و ابان در اينجا، ابان بن عثمان الاحمر است كه وثاقتش جاى ترديد نيست، و زرارة نيز حالش در جلالت قدر معلوم است.
دلالت روايت بر مدّعاى مورد بحث از اين جهت است كه عبارت «اذا عملوها و احيوها فهى لهم» چنين مىرساند كه عمل و احياى زمين توسط اهل ذمه منشأ
[١] . وسائل الشيعة، باب ٢١، ص ٣٦٨، حديث ٢.