فقه نظام اقتصادى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ٢٧٦ - ب- تطبيقات
وآنچه خداوند به رسولش از كافران باز گرداند، شما با لشكر سواره و پياده بر آن نتاختيد.
ما أَفاءَ اللَّهُ عَلى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرى فَلِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ[١]؛
آنچه خداوند به رسولش از مردم شهرها باز گرداند براى خدا و رسول وذى القربى و ايتام و مساكين و درراه ماندگان است.
و افزون بر آن روايات فراوان، بر اين دلالت مىكنند كه انفال يا ثروتهاى طبيعى نظير: زمينها، كوهها، آبها و معادن در مالكيت دولت اسلامى قرار دارند.
به اين ثروتهاى طبيعى از آن نظر انفال گفته مىشود كه افزون بر ثروتهايى است كه جامعه و دولت اسلامى با تلاش اقتصادى به دست آوردهاند؛ زيرا انفال جمع نفل است كه به معناى فزونى و زيادتى است.
و به اين ثروتهاى طبيعى از آن نظر «فىء» گفته مىشود كه پس از تسلط بيگانگان بر آنها مجدّداً به حوزه قدرت و اختيار دولت اسلامى بازگشتهاند؛ زيرا «فىء» به معناى بازگشت و رجوع است.
افزون بر اين تفاوت مفهومى بين «فىء» و «انفال»، تفاوت ديگرى احياناً در كاربرى اين دو واژه وجود دارد؛ زيرا در برخى كاربرىها در متون اسلامى واژه «فىء» در خصوص زمينها يا ثروتهاى طبيعىاى كه بدون اعمال قوّه قهريه به حوزه قدرت دولت اسلامى بازگشتهاند به كار برده مىشود.
بنابراين مقصود از انفال كليه ثروتهاى طبيعى دست نخوردهاى است كه در طبيعت موجود است، و كار اقتصادى خاصى از سوى انسانها روى آنها انجام نگرفته است. اين
[١] . همان: ٧.