فقه نظام اقتصادى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ٢٤١ - مطلب دوّم تعريف تحجير
«يقال: تَحَجَّر على ما وسّعه الله، اى حرّمه وضيقه، و فى الحديث: لقد تحجرّت واسعاً، اى ضيقت ما وسّعه الله و خصصت به نفسك دون غيرك»[١].
گفته مىشود: در آنجا كه خداوند توسعه داده «تحجر» كرده است يعنى آنچه را خدا حلال كرده او حرام كرده و تنگ گرفته است و در حديث آمده است: «لقد تحجرّت واسعاً» يعنى آنچه را خداوند توسعه داده است را تنگ كردهاى و آن را به خود مخصوص كرده و ديگران را از آن دور ساختهاى.
از مجموع كلام لغويين عرب استفاده مىشود: تحجير به معناى مرزبندى شىء است به منظور در اختيار گرفتن آن و منع ديگران از تصرف در آن.
و در استعمالات فقهاء تحجير زمين، به همين معناست.
شيخ طوسى در المبسوط مىفرمايد:
«و اذا اقطع السلطان رجلًا من الرعية قطعة من الموات صار أحق بها من غيره باقطاع السلطان إياه بلاخلاف و كذلك اذا تحجر ارضاً من الموات، و التحجير ان يؤثّر فيها أثراً لم يبلغ به حدّ الاحياء مثل أن ينصب فيها المروز أويحوّط عليها حائطاً و ما أشبه ذلك من آثار الإحياء، فانه يكون أحق بها من غيره، فاقطاع السلطان بمنزلة التحجير»[٢].
هرگاه سلطان احدى از رعيت را قطعهاى از زمين موات ببخشد آن شخص به آن زمين اولويت پيدا مىكند به سبب بخشش سلطان بدون خلاف و همچنين اگر زمين مواتى را تحجير كند و مراد از تحجير اين است؛ اثرى كمتر از احياء در آن زمين ايجاد كند؛ نظير آنكه مرزى براى زمين ايجاد كند يا ديوارى دور آن بكشد و
[١] . همان، ص ١٦٦
[٢] . ابوجعفر محمد بن الحسن طوسى، المبسوط فى فقه الإمامية، ج ٣، ص ٢٧٣.