فقه نظام اقتصادى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ٢٤٠ - مطلب دوّم تعريف تحجير
حيازت استيلاى بر شىء است به گونهاى كه براى حيازت كننده امكان هرگونه تصرف و انتفاع را در شىء فراهم كند.
مطلب دوّم: تعريف تحجير
تحجير در لغت به معناى مرزبندى و ايجاد حدود در اطراف شىء است به گونهاى كه علامت بر حيازت و در اختيار گرفتن آن باشد، فيومى در مصباح مىگويد:
«و تحجرت واسعاً: ضيقت، واحتجرت الأرض جعلت عليها مناراً و أعلمت علماً فى حدودها لحيازتها، مأخوذ من احتجرت حجرة اذا اتخذتها، و قولهم فى الموات تحجّر، و هو قريب فى المعنى من قولهم: حجّر عين البعير اذا وسم حولها بميسم مستدير»[١].
«تحجرت واسعاً» تنگ كردن آن است. «واحتجرت الأرض» به معناى علامتگذارى در حدود و مرزهاى زمين به منظور در اختيار گرفتن آن است، از ريشه «احتجرت حجرة» گرفته شده كه به معناى در اختيار گرفتن حجره است. عرب درباره موات «تحجر» به كار مىبرند كه در معنا نزديك عبارت «حجّر عين البعير» است. آنجا كه گِرد چشم شتر را به شكل دايرهاى داغ مىكنند.
و در لسان العرب آمده است:
«التحجير: أن يسم حول عين البعير بميسم مستدير»[٢].
«تحجير» يعنى گرد چشم شتر را با حلقهاى دايره شكل داغ كنند.
و نيز آمده است:
[١] . فيومى، المصباح المنير، ج ٢، ص ١٢٢، ماده« حجر».
[٢] . ابن منظور، لسان العرب، ج ٤، ص ١٦٩، ماده« حجر».