فقه نظام اقتصادى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ٧٩ - ب- جهانبينى اقتصادى نظام سرمايهدارى (ليبرال كاپيتاليسم)
بزرگ، شيوه و سطح توليد و نيز روابط اقتصادى به گونهاى متفاوت با شهرها ى كوچك و نقاط دورافتاده و پراكنده اين كشورها بوده است؛ در حال حاضر نيز وضعيت به همين منوال است. سطح روابط اقتصادى و شيوه توليد را در مراكز اصلى كشورهايى نظير: تركيه و ايران و مصر و پاكستان و هند و چين و روسيه را نمىتوان با سطح روابط و ابزار توليد شهرهاى كوچك و مناطق دورافتاده اين كشورها مقايسه كرد؛ درحالىكه معمولًا انديشهها و عقايد مذهبى و اخلاقى و نهادها و ساختارهاى مدنى و اجتماعى در نقاط مختلف اين كشورها همسان و همانند است. بنابراين خاستگاه انديشهها و عقايد مذهبى و ارزشهاى اخلاقى را نمىتوان شيوه سطح روابط و ابزار توليد دانست؛ زيرا همانندى و همسانى نقاط مختلف اين كشورها به رغم تفاوت شيوه و سطح ابزار توليد، با زيربنا بودن شيوه ابزار توليد به هيچ وجه قابل تبيين و توجيه نيست.
ب- جهانبينى اقتصادى نظام سرمايهدارى (ليبرال كاپيتاليسم)
جهانبينى اقتصادى نظام سرمايهدارى همچون جهانبينى اقتصادى نظام سوسياليستى برخاسته از جهانبينى عمومى مبتنى بر الحاد و اصالت ماده است، اگرچه متفكران و نظريه پردازان عرصههاى علوم انسانى و اجتماعى غربى همواره از پرداختن به ريشهها و اصول موضوعه فلسفى كه مبناى آن تفكرات و نظريات اجتماعى را تشكيل مىدهد پرهيز نموده، و با روشى غير منطقى اصول موضوعه برخاسته از باورهاى فلسفى الحادى و مادّى گرايانه را به عنوان اصول مسلّم مفروض پنداشته و بر مبناى آنها به تحليل و نظريه پردازى درباره مسائل اجتماعى و انسانى پرداختهاند، و از پرداختن صريح و روشن به مبانى الحادى و مادّى گرايانه تفكرات و نظريات اجتماعى خود شانه خالى كردهاند. از اين روى در حقيقت مجموعه نظريات اجتماعى بلكه عموم نظريات و افكارى كه در عرصه علوم انسانى غربى مطرح شده از بريدگى و بىپايگى فلسفى و منطقى رنج مىبرند؛