فقه نظام اقتصادى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ٨١ - ب- جهانبينى اقتصادى نظام سرمايهدارى (ليبرال كاپيتاليسم)
ثروت را مطرح مىكند كه با مفهومى كه سرمايهدارى از رشد و توسعه دارائى و ثروت عرضه مىكند كاملًا متفاوت است، خداى متعال در قرآن كريم مىفرمايد:
يَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبا وَ يُرْبِي الصَّدَقاتِ وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ كُلَّ كَفَّارٍ أَثِيمٍ[١].
خداوند سود ربا را نابود مىكند و آنچه را در راه خدا انفاق مىشود رشد و فزونى مىبخشد.
اين دو نگاه متقابل و متضاد: نگاه سرمايهدارى كه رشد و سعادت اقتصادى را در كسب هرچه بيشتر پول از هر طريق و راه ممكن مىداند، و نگاه نظام اقتصاد اسلامى كه رشد و سعادت اقتصادى را در چشمپوشى از سود ربوى و انفاق كردن در راه خدا مىداند، دو نگاه متضاد است كه از دو نوع جهانبينى متضاد برمىخيزد. نگاه نظام سرمايهدارى به سود مادّى بيشتر به عنوان انگيزه و هدف فعاليت اقتصادى از جهانبينى مادّى الحادى برمىخيزد، كه جهان هستى را درهمين جهان مادّى خلاصه مىكند و زندگى انسان را در چارچوب بسته زندگى جسمانى و خواستههاى مادّى انسان محدود و منحصر مىبيند.
افزون بر اين، نگاهى كه جهانبينى اسلامى به جهان و انسان دارد- كه از سويى مرز جهان هستى را فراتر از جهان محسوس مىداند، و نقش اصلى و بنيادينى براى ذات مقدس الهى در مديريت فعال جهان هستى مىشناسد، و از سويى ديگر قلمرو هستى و فعاليت انسان و زندگى انسان را به زندگى دنيايى محدود نمىبيند، بلكه زندگى دنيايى را دريچهاى به زندگى اصلى و جاودانه انسان در جهان نامحدود ديگر مىداند- با نگاهى كه جهانبينى مادّى به جهان و انسان دارد كاملًا در تضادّ است، جهانبينى مادّى در جهت كاملًا متضاد با جهانبينى اسلامى، جهانى به نام جهان نامحسوس و حاكميت و مديريتى بر جهان فراتر از حاكميت و مديريت انسان نمىشناسد، و براى فعاليت انسان و
[١] . سوره بقره: ٢٧٦.