فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٢١٢ - * دوم - مساجد *
آنجا نماز بخواند، بلكه به راستى تصميم نماز داشته و غير از آن نقطه جاى ديگرى براى نماز نداشته باشد و يا اينكه بخواهد به صف جماعت متصل شود؛ و ظاهراً نماز فُرادى و نماز جماعت از اين جهت- يعنى از جهت تزاحم با يكديگر- مساوى هستند، و چنين نيست كه نماز جماعت در هنگام تزاحُم أولى از نماز فُرادى باشد و لازم باشد شخصى كه فُرادى نماز مىخواند جاى خود را به كسى بدهد كه مىخواهد به صف جماعت ملحق شود، پس فرد دوم- كه مىخواهد به جماعت متصل شود- نمىتواند فرد اول- كه نماز فُرادى مىخواند- را به زور از جايش بلند كند؛ هرچند براى فرد اول بهتر است كه اگر جايى ديگر براى نماز فرادى دارد، جاى خود را به فرد دوم واگذار نمايد و از برادر مؤمنش منع خير نكند. ٢٣- كسى كه در جايى از مسجد نشسته است، اگر از آنجا صرف نظر كند و برود، حقش باطل مىشود، هرچند مثلًا رحل و جانمازش آنجا مانده باشد، بنابراين اگر برگردد و ببيند كسى ديگر در آنجا نشسته، نمىتواند به زور او را بيرون كند؛ بلى، براى فرد دوم جائز نيست كه در رحل و جانماز او تصرف كند؛ و اما اگر تصميم داشته باشد كه برگردد، و به همين جهت رحل جانمازش را جا گذاشته باشد، حقى كه داشته همچنان باقى است، خصوصاً اگر براى ضرورتى- مثلًا براى تجديد وضوء يا ازاله نجاست يا قضاء حاجت و ...- از آنجا رفته باشد؛ ولى اگر معلوم نباشد كه به قصد برگشتن آنجا را ترك كرده است يا نه و كسى جاى او بنشيند، چنانچه برگردد و ببيند كسى جايش نشسته است، حق ندارد مزاحم او شود و به زور او را بلند كند.
٢٤- ظاهراً گذاشتن چيزى روى زمين كه مقدّمه نشستن است- نظير قرار دادن جانماز يا قرار دادن يك سجّاده يا فرشى كه جاى يك نماز خوان يا بيشتر را بگيرد- مثل خودِ نشستن است كه اولويّتآور مىباشد و مانع تصرف ديگران در آن مكان مىگردد؛ اما گذاشتن چيزى مانند تسبيح، مسواك و تربت اولويّت نمىآورد، و نيز اگر فاصله زمانى بين گذاشتن چيزى نظير سجّاده تا آمدن صاحبش و نشستنش بر آن به قدرى باشد كه باعث تعطيل آن مكان شود، حق اولويت ثابت نمىگردد، در نتيجه براى