فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٩٦ - عقد ضمان عقدى
«قَبِلْتُ ضِمانَتَكَ لي ما في ذِمَّةِ زَيْدٍ مِنَ الدَّيْنِ».[١]
يا ضامن به مضمونٌله خطاب كند و بگويد:
«ضَمِنْتُ لَكَ»[٢] يا «تَعَهَّدْتُ لَكَ الدَّيْنَ الَّذي لَكَ عَلى فُلانٍ».[٣]
و فوراً مضمونٌله بگويد: «قَبِلْتُ».
٣- در ضمان عقدى جائز است ايجاب عقد با لفظ و قبول آن با عمل- مثلًا با حركت دادن سر- انجام گيرد. ٤- ضمان عقدى بايد بطور منجّز و بدون تعليق بر شرط انجام گيرد، پس اگر مثلًا ضامن بگويد: ضامن دين فلانى هستم به شرط اينكه پدرم اجازه بدهد، ضمانت باطل است؛ اما اگر ضمان معلّق بر خود موضوع باشد- مثلًا ضامن بگويد اگر فلانى دَين خود را ندهد يا در فلان وقت آن را نپردازد من ضامن هستم- اشكال ندارد.
٥- عقد ضمان هم با صيغه انجام مىشود و هم با معاطاة؛ و در هر صورت لازم مىباشد، و هيچ يك از طرفين حق فسخ آن را ندارند؛ مگر اينكه حق خيار فسخ براى خود قرار داده باشند؛ بلى، إقالة- يعنى درخواست فسخ- جائز است، پس اگر يكى از طرفين درخواست فسخ كند و طرف مقابل آن را بپذيرد، مىتوانند ضمان را بهم بزنند.[٤]
٦- احكام مربوط به صيغه ضمان عقدى و معاطاة آن، همان احكامى هستند كه در جلد ٥، بخش «مشتركات مربوط به بخشهاى اموال خاص»، صفحات ١٢٩ تا ١٣٤، از فقره (٧٧) تا پايان فقره (٩٤) بيان گرديدهاند.
[١] - قبول نمودم منتقل نمودن تو دين مرا از ذمّه زيد بر ذمّه خودت.
[٢] - ضامن شدم براى تو.
[٣] - متعهد شدم براى تو دَينى را كه بر فلانى دارى.
[٤] - إقالة در جلد ٥، بخش« مشتركات مربوط به بخشهاى اموال خاص»، صفحه ١٤٣، فقره( ١١٦) بيان شده است.