فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٨٠ - احكام مربوط به اموال منقول گمشده(غير از انسان و حيوان)
نباشد كه آن مال ملك مردم اهل زمان او است يا نه، مقتضاى اصل إباحه جواز تصرف در آن است؛ مگر اينكه خلاف اصل إباحه معلوم شود، مثلًا كسى پيدا شود كه مدّعى ملكيّت آن باشد و براى اثبات ادّعاء خود دليل هم داشته باشد.
٩٥- يابندهاى كه مالك مال را مىشناسد ولى به علتى نمىتواند مال را به او و يا به ورثهاش برساند، احتياط آن است كه به عنوان مجهول المالك آن مال را با اذن حاكم شرع صدقه بدهد؛ و چنانچه بداند كه مالك به مورد و مصرف خاصى- مثلًا خريد نان جهت صدقه دادن به فقراء- رضايت دارد، بايد آن را در همان مورد خاص مصرف نمايد.
٩٦- ظاهراً يابنده نسبت به لقطه ذىحقّ است؛ و اينگونه نيست كه حقّى نداشته و فقط موظّف به انجام احكام خاصى باشد؛ و بر اين گفتار- كه نسبت به لقطه ذى حقّ است- چند امر متفرّع مىباشد:
اول: اگر كسى مال پيدا شده را كه نزد يابنده است تلف نمايد، در قبال هر يك از مالك و يابنده ضامن است و تا زمانى كه مالك پيدا نشده است، يابنده مىتواند عوض آن مال را از او بگيرد، هرچند هنوز خودش آن را تملّك ننموده باشد؛ و در اين فرض وظيفه إعلان و تعريف هم از يابنده برداشته نمىشود، چه توان گرفتن عوض از تلف كننده را داشته باشد و چه توان آن را نداشته باشد؛ ليكن اگر مالك پيدا شود و تلف كننده عوض مال را به خود او بدهد، نسبت به يابنده نيز برىء الذّمة مىشود.
دوم: جائز است يابنده حق التقاط- يعنى حق ولايت بر تملّك يا نگهدارى يا صدقه دادن لقطه- را با عوض يا بدون عوض به شخص ديگرى كه مورد اطمينان او است و مىداند تعريف را به طرز صحيح انجام مىدهد واگذار كند.
سوم: اگر يابنده لقطه پيش از تملّك آن فوت كند- چه پيش از تمام شدن تعريف يكسال باشد و چه بعد از آن- حق او به ورثهاش منتقل مىشود، پس آنها بعد از اتمام يكسال تعريف- اگر تمام نشده باشد- مخيّر مىشوند بين تملّك لقطه و صدقه دادن آن و نگهدارى آن براى مالك، پس اگر مالك پيدا شود، چنانچه عين موجود باشد، آن را